excitingly

[ایالات متحده]/ɪkˈsaɪtɪŋli/
[بریتانیا]/ɪkˈsaɪtɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای هیجان‌انگیز یا تحریک‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

excitingly new

به طرز هیجان‌انگیزی جدید

excitingly different

به طرز هیجان‌انگیزی متفاوت

excitingly fast

به طرز هیجان‌انگیزی سریع

excitingly bold

به طرز هیجان‌انگیزی جسورانه

excitingly creative

به طرز هیجان‌انگیزی خلاقانه

excitingly bright

به طرز هیجان‌انگیزی روشن

excitingly fresh

به طرز هیجان‌انگیزی تازه

excitingly unique

به طرز هیجان‌انگیزی منحصر به فرد

excitingly adventurous

به طرز هیجان‌انگیزی ماجراجویانه

excitingly engaging

به طرز هیجان‌انگیزی جذاب

جملات نمونه

she spoke excitingly about her upcoming trip.

او با هیجان در مورد سفر آینده‌اش صحبت کرد.

the team played excitingly in the final match.

تیم با هیجان در مسابقه نهایی بازی کرد.

he described the movie excitingly to his friends.

او فیلم را با هیجان برای دوستانش توصیف کرد.

the children watched the fireworks excitingly.

کودکان با هیجان آتش‌بازی را تماشا کردند.

they discussed the project excitingly during the meeting.

آنها پروژه را با هیجان در طول جلسه مورد بحث قرار دادند.

she danced excitingly at the party.

او با هیجان در مهمانی رقصید.

he shared his excitingly new ideas with the group.

او ایده‌های جدید خود را با هیجان با گروه به اشتراک گذاشت.

the book was written excitingly, capturing the reader's attention.

کتاب با هیجان نوشته شد و توجه خواننده را به خود جلب کرد.

she described her new job excitingly.

او شغل جدید خود را با هیجان توصیف کرد.

the concert started excitingly, energizing the crowd.

اجرا با هیجان شروع شد و جمعیت را پرانرژی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید