exclaims

[ایالات متحده]/ɪkˈskleɪmz/
[بریتانیا]/ɪkˈskleɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان یا با صدای بلند فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

he exclaims joyfully

او با خوشحالی فریاد می‌زند

she exclaims loudly

او با صدای بلند فریاد می‌زند

they exclaim together

آنها با هم فریاد می‌زنند

john exclaims surprise

جان با تعجب فریاد می‌زند

mary exclaims happily

مری با خوشحالی فریاد می‌زند

tom exclaims excitedly

تام با هیجان فریاد می‌زند

جملات نمونه

she exclaims in delight when she sees the surprise party.

او با خوشحالی فریاد می‌زند وقتی که مهمانی غافلگیری را می‌بیند.

he exclaims, "what a beautiful sunset!" as he watches the sky.

او فریاد می‌زند: «چه غروب خورشید زیبایی!» در حالی که به آسمان نگاه می‌کند.

the child exclaims with joy upon receiving the gift.

کودک با خوشحالی فریاد می‌زند وقتی هدیه را دریافت می‌کند.

she exclaims, "i can't believe it!" after hearing the news.

او فریاد می‌زند: «باورم نمی‌شود!» بعد از شنیدن خبر.

he exclaims in frustration when he can't find his keys.

او با ناامیدی فریاد می‌زند وقتی کلیدهایش را پیدا نمی‌کند.

the teacher exclaims, "great job!" to the students.

معلم فریاد می‌زند: «خسته نباشید!» به دانش‌آموزان.

she exclaims in surprise when she sees her old friend.

او با تعجب فریاد می‌زند وقتی دوست قدیمی‌اش را می‌بیند.

he exclaims, "that's amazing!" after the performance.

او فریاد می‌زند: «این شگفت‌انگیز است!» بعد از اجرا.

the audience exclaims in awe at the magician's tricks.

تماشاگران با حیرت فریاد می‌زنند در برابر شعبده‌های جادوگر.

she exclaims with excitement when she wins the contest.

او با هیجان فریاد می‌زند وقتی در مسابقه برنده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید