he exclaims joyfully
او با خوشحالی فریاد میزند
she exclaims loudly
او با صدای بلند فریاد میزند
they exclaim together
آنها با هم فریاد میزنند
john exclaims surprise
جان با تعجب فریاد میزند
mary exclaims happily
مری با خوشحالی فریاد میزند
tom exclaims excitedly
تام با هیجان فریاد میزند
she exclaims in delight when she sees the surprise party.
او با خوشحالی فریاد میزند وقتی که مهمانی غافلگیری را میبیند.
he exclaims, "what a beautiful sunset!" as he watches the sky.
او فریاد میزند: «چه غروب خورشید زیبایی!» در حالی که به آسمان نگاه میکند.
the child exclaims with joy upon receiving the gift.
کودک با خوشحالی فریاد میزند وقتی هدیه را دریافت میکند.
she exclaims, "i can't believe it!" after hearing the news.
او فریاد میزند: «باورم نمیشود!» بعد از شنیدن خبر.
he exclaims in frustration when he can't find his keys.
او با ناامیدی فریاد میزند وقتی کلیدهایش را پیدا نمیکند.
the teacher exclaims, "great job!" to the students.
معلم فریاد میزند: «خسته نباشید!» به دانشآموزان.
she exclaims in surprise when she sees her old friend.
او با تعجب فریاد میزند وقتی دوست قدیمیاش را میبیند.
he exclaims, "that's amazing!" after the performance.
او فریاد میزند: «این شگفتانگیز است!» بعد از اجرا.
the audience exclaims in awe at the magician's tricks.
تماشاگران با حیرت فریاد میزنند در برابر شعبدههای جادوگر.
she exclaims with excitement when she wins the contest.
او با هیجان فریاد میزند وقتی در مسابقه برنده میشود.
he exclaims joyfully
او با خوشحالی فریاد میزند
she exclaims loudly
او با صدای بلند فریاد میزند
they exclaim together
آنها با هم فریاد میزنند
john exclaims surprise
جان با تعجب فریاد میزند
mary exclaims happily
مری با خوشحالی فریاد میزند
tom exclaims excitedly
تام با هیجان فریاد میزند
she exclaims in delight when she sees the surprise party.
او با خوشحالی فریاد میزند وقتی که مهمانی غافلگیری را میبیند.
he exclaims, "what a beautiful sunset!" as he watches the sky.
او فریاد میزند: «چه غروب خورشید زیبایی!» در حالی که به آسمان نگاه میکند.
the child exclaims with joy upon receiving the gift.
کودک با خوشحالی فریاد میزند وقتی هدیه را دریافت میکند.
she exclaims, "i can't believe it!" after hearing the news.
او فریاد میزند: «باورم نمیشود!» بعد از شنیدن خبر.
he exclaims in frustration when he can't find his keys.
او با ناامیدی فریاد میزند وقتی کلیدهایش را پیدا نمیکند.
the teacher exclaims, "great job!" to the students.
معلم فریاد میزند: «خسته نباشید!» به دانشآموزان.
she exclaims in surprise when she sees her old friend.
او با تعجب فریاد میزند وقتی دوست قدیمیاش را میبیند.
he exclaims, "that's amazing!" after the performance.
او فریاد میزند: «این شگفتانگیز است!» بعد از اجرا.
the audience exclaims in awe at the magician's tricks.
تماشاگران با حیرت فریاد میزنند در برابر شعبدههای جادوگر.
she exclaims with excitement when she wins the contest.
او با هیجان فریاد میزند وقتی در مسابقه برنده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید