murmurs

[ایالات متحده]/ˈmɜː.məz/
[بریتانیا]/ˈmɜr.mɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای کم، مداوم و نامشخص؛ نجواها؛ شکایات؛ سر و صدا؛ نجواها
v. به آرامی صحبت کردن؛ به طور خصوصی شکایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

soft murmurs

خروش‌های ملایم

gentle murmurs

خروش‌های آرام

quiet murmurs

خروش‌های خاموش

whispered murmurs

خروش‌های زمزمه‌وار

distant murmurs

خروش‌های دوردست

faint murmurs

خروش‌های ضعیف

secret murmurs

خروش‌های پنهانی

soft-spoken murmurs

خروش‌های آهسته و ملایم

murmurs of love

خروش‌های عشق

murmurs of discontent

خروش‌های نارضایتی

جملات نمونه

the crowd murmurs in anticipation of the event.

جمعیت با اشتیاق برای رویداد زمزمه می‌کند.

she murmurs sweet nothings to her partner.

او جملات عاشقانه را برای شریکش زمزمه می‌کند.

the teacher murmurs instructions to the students.

معلم دستورالعمل‌ها را برای دانش‌آموزان زمزمه می‌کند.

he murmurs a prayer before the meal.

او قبل از غذا دعایی را زمزمه می‌کند.

the leaves murmurs softly in the breeze.

برگ‌ها به آرامی در نسیم زمزمه می‌کنند.

the audience murmurs with excitement during the performance.

تماشاگران در طول اجرا با هیجان زمزمه می‌کنند.

she murmurs her favorite song under her breath.

او آهسته ترانه مورد علاقه خود را زمزمه می‌کند.

the river murmurs as it flows over the rocks.

رودخانه در حالی که روی سنگ‌ها جریان دارد زمزمه می‌کند.

they murmurs their concerns about the project.

آنها نگرانی‌های خود را در مورد پروژه زمزمه می‌کنند.

he murmurs a few words of comfort to her.

او چند کلمه دلداری به او زمزمه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید