exclusionism

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːʒənɪzəm/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːʒənɪzəm/

ترجمه

n. عمل یا سیاست حذف افراد یا گروه‌ها؛ باور به حذف گروه‌ها یا افراد خاص

عبارات و ترکیب‌ها

political exclusionism

استبعاد سیاسی

cultural exclusionism

استبعاد فرهنگی

economic exclusionism

استبعاد اقتصادی

social exclusionism

استبعاد اجتماعی

exclusionism policies

سیاست‌های استبعاد

exclusionism ideology

ایدئولوژی استبعاد

exclusionism practices

روش‌های استبعاد

exclusionism rhetoric

بیان استبعاد

exclusionism movements

جنبش‌های استبعاد

exclusionism trends

روندهای استبعاد

جملات نمونه

exclusionism can lead to social division.

تبعیض‌طلبی می‌تواند منجر به تفرقه اجتماعی شود.

many argue that exclusionism harms community relations.

بسیاری استدلال می‌کنند که تبعیض‌طلبی به روابط اجتماعی آسیب می‌رساند.

exclusionism is often rooted in fear and misunderstanding.

تبعیض‌طلبی اغلب ریشه در ترس و سوء تفاهم دارد.

we must challenge exclusionism in our society.

ما باید تبعیض‌طلبی را در جامعه خود به چالش بکشیم.

exclusionism can manifest in various forms.

تبعیض‌طلبی می‌تواند به شکل‌های مختلف بروز کند.

education can help combat exclusionism.

آموزش می‌تواند به مبارزه با تبعیض‌طلبی کمک کند.

exclusionism often results in a lack of diversity.

تبعیض‌طلبی اغلب منجر به فقدان تنوع می‌شود.

activists are working to dismantle exclusionism.

فعال‌ها در تلاش برای از بین بردن تبعیض‌طلبی هستند.

exclusionism undermines the values of inclusion and acceptance.

تبعیض‌طلبی ارزش‌های شمول و پذیرش را تضعیف می‌کند.

policies reflecting exclusionism can create barriers.

سیاست‌هایی که منعکس‌کننده تبعیض‌طلبی هستند می‌توانند موانعی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید