excused

[ایالات متحده]/ɪkˈskjuːzd/
[بریتانیا]/ɪkˈskjuːzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بخشید یا توجیه کرد اعمال کسی را؛ معاف کرد کسی را از وظیفه یا تعهد؛ اجازه داد کسی برود؛ دفاع کرد یا توضیح داد یک وضعیت را

عبارات و ترکیب‌ها

excused absence

غیبت مجاز

excused from

معاف از

excused lateness

تأخیر مجاز

excused duty

معافیت از وظیفه

excused students

دانشجویان مجاز

excused from class

معاف از کلاس

excused behavior

رفتار مجاز

excused absence policy

سیاست غیبت مجاز

excused from work

معاف از کار

excused tardiness

تاخیر مجاز

جملات نمونه

she excused herself from the meeting early.

او زودتر از جلسه کناره‌گیری کرد.

he was excused from his duties due to illness.

او به دلیل بیماری از انجام وظایفش معاف شد.

the teacher excused the students for their late arrival.

معلم به دلیل تاخیرشان دانش‌آموزان را بخشید.

can you please excuse my absence?

آیا می‌توانید غیبت من را ببخشید؟

she excused her friend's behavior as being tired.

او رفتار دوستش را به دلیل خستگی توجیه کرد.

he was excused from the exam because of a family emergency.

او به دلیل یک فوریت خانوادگی از امتحان معاف شد.

the manager excused the team for missing the deadline.

مدیر به دلیل از دست دادن مهلت مقرر تیم را بخشید.

she excused herself to take a phone call.

او برای گرفتن تلفن از جلسه کناره‌گیری کرد.

they were excused from the assignment for legitimate reasons.

آنها به دلایل موجه از انجام تکلیف معاف شدند.

he excused his lateness by saying there was traffic.

او دیر رسیدنش را به این دلیل که ترافیک وجود داشت توجیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید