excussing

[ایالات متحده]/[ˈeks.kʌsɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈeks.kʌsɪŋ]/

ترجمه

v. به گناهکار گواهی دادن؛ به کسی یا چیزی گذشت دادن.
n. گواهی دادن به گناهکار یا چیزی.

جملات نمونه

i'm excusing myself to grab a coffee.

من خودم را به دلیل اینکه یک قهوه می‌خورم، می‌کشم.

please excuse me for being late.

لطفاً به دلیل دیر کردن من را ببخشید.

i'm excusing my behavior; it was inappropriate.

رفتار من را به دلیل نامناسب بودن آن، می‌کشم.

excuse my ignorance on this topic.

در این موضوع جهل من را ببخشید.

excuse the interruption, i had a question.

مهم نیست که مزاحمت کردم، من یک سوال داشتم.

i'm excusing myself from the meeting early.

من خودم را از جلسه به دلیل اینکه زودتر می‌خواهم بی‌خیال شوم.

excuse my french, but that's ridiculous.

به فرانسوی من ببخشید، اما این کاملاً بی‌معنی است.

excuse the mess; we're cleaning up.

به فوضی اینجا ببخشید، ما در حال تمیز کردن هستیم.

excuse me, do you know where the restroom is?

می‌گویم عذر خواهی، آیا می‌دانید توایلتر در کجاست؟

i'm excusing my lack of experience.

من به دلیل نبود تجربه‌ام را می‌کشم.

excuse me, i think you're mistaken.

می‌گویم عذر خواهی، من فکر می‌کنم اشتباه کردید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید