exhibiting

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɪbɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɪbɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را نمایش دادن یا نشان دادن; تجلی یا اثبات کردن; ارائه مدرک در دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

exhibiting talent

نشان دادن استعداد

exhibiting behavior

نشان دادن رفتار

exhibiting symptoms

نشان دادن علائم

exhibiting interest

نشان دادن علاقه

exhibiting skills

نشان دادن مهارت

exhibiting creativity

نشان دادن خلاقیت

exhibiting confidence

نشان دادن اعتماد به نفس

exhibiting emotions

نشان دادن احساسات

exhibiting knowledge

نشان دادن دانش

exhibiting potential

نشان دادن پتانسیل

جملات نمونه

the artist is exhibiting her latest work at the gallery.

هنرمند جدیدترین آثار خود را در گالری به نمایش می‌گذارد.

the museum is exhibiting ancient artifacts from egypt.

موزه آثار باستانی از مصر را به نمایش می‌گذارد.

he is exhibiting great talent in his performance.

او استعداد فوق العاده خود را در اجرا نشان می‌دهد.

the conference is exhibiting the latest technological innovations.

کنفرانس آخرین نوآوری‌های فناوری را به نمایش می‌گذارد.

she is exhibiting signs of improvement in her studies.

او نشانه‌هایی از پیشرفت در مطالعات خود نشان می‌دهد.

the company is exhibiting its new products at the trade show.

شرکت محصولات جدید خود را در نمایشگاه تجاری به نمایش می‌گذارد.

they are exhibiting a strong commitment to sustainability.

آنها تعهد قوی به پایداری نشان می‌دهند.

the festival is exhibiting various cultural performances.

جشنواره اجراهای فرهنگی مختلف را به نمایش می‌گذارد.

she is exhibiting a keen interest in environmental issues.

او علاقه زیادی به مسائل زیست محیطی نشان می‌دهد.

the school is exhibiting student artwork in the hall.

مدرسه آثار هنری دانش آموزان را در سالن به نمایش می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید