exhumed

[ایالات متحده]/ɛkˈsjuːmd/
[بریتانیا]/ɛkˈsjumd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از زمین کندن؛ کشف کردن؛ به آگاهی یا توجه بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

exhumed remains

بقایای کشف شده

exhumed evidence

گواهی کشف شده

exhumed body

جسد کشف شده

exhumed grave

مقبره کشف شده

exhumed artifacts

اشیای کشف شده

exhumed soil

خاک کشف شده

exhumed history

تاریخچه کشف شده

exhumed secrets

رازهای کشف شده

exhumed bones

استخوان‌های کشف شده

جملات نمونه

the archaeologists exhumed the ancient skeleton.

باستان‌شناسان اسکلت باستانی را از گور بیرون آوردند.

they exhumed the body for further investigation.

آنها جسد را برای تحقیقات بیشتر از گور بیرون آوردند.

after decades, the remains were finally exhumed.

پس از دهه‌ها، بقایای آن سرانجام از گور بیرون آورده شد.

the grave was exhumed to collect dna evidence.

برای جمع‌آوری شواهد DNA، قبر حفاری شد.

exhumed artifacts provided new insights into the past.

یافته‌های حفاری‌شده، بینش‌های جدیدی در مورد گذشته ارائه دادند.

they exhumed the site to study the burial practices.

آنها محل را برای مطالعه روش‌های تدفین حفاری کردند.

the historian requested to have the remains exhumed.

تاریخ‌نگار درخواست کرد که بقایای آن حفاری شود.

exhumed remains can help solve cold cases.

بقایای حفاری‌شده می‌تواند به حل پرونده‌های قدیمی کمک کند.

they exhumed the burial site to examine the artifacts.

آنها محل دفن را برای بررسی آثار حفاری کردند.

the authorities decided to have the body exhumed.

مقامات تصمیم گرفتند که جسد حفاری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید