exhuming

[ایالات متحده]/ˌeksˈhjuːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɛksˈhjumɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از زمین درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

exhuming evidence

کشف شواهد

exhuming bodies

خاک کردن اجساد

exhuming remains

خاک کردن بقایا

exhuming artifacts

خاک کردن آثار باستانی

exhuming history

خاک کردن تاریخ

exhuming truth

خاک کردن حقیقت

exhuming graves

خاک کردن مقبره‌ها

exhuming secrets

خاک کردن رازها

exhuming past

خاک کردن گذشته

جملات نمونه

the archaeologists are exhuming ancient artifacts from the burial site.

باستان‌شناسان در حال بیرون آوردن آثار باستانی از محل دفن هستند.

the process of exhuming remains can be quite controversial.

فرآیند بیرون آوردن بقایا می‌تواند بسیار بحث‌برانگیز باشد.

exhuming the body was necessary to determine the cause of death.

بیرون آوردن جسد برای تعیین علت مرگ ضروری بود.

they are exhuming the grave to conduct further investigations.

آنها در حال بیرون آوردن قبر برای انجام تحقیقات بیشتر هستند.

exhuming historical figures can provide valuable insights into the past.

بیرون آوردن چهره‌های تاریخی می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد گذشته ارائه دهد.

the legal team is exhuming evidence to support their case.

تیم حقوقی در حال بیرون آوردن مدارک برای حمایت از پرونده خود است.

exhuming the site revealed more than they had anticipated.

بیرون آوردن محل کشف چیزهایی را نشان داد که بیشتر از حد انتظار آنها بود.

there are strict regulations governing the exhuming of graves.

قوانین سختگیرانه ای در مورد بیرون آوردن گورها وجود دارد.

exhuming the remains was a delicate and respectful process.

بیرون آوردن بقایا یک فرآیند ظریف و محترمانه بود.

the documentary focused on the ethical implications of exhuming bodies.

مستند بر پیامدهای اخلاقی بیرون آوردن اجساد تمرکز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید