| جمع | exigences |
urgent exigence
ضرورت فوری
exigence of time
ضرورت زمان
exigence of circumstances
ضرورت شرایط
exigence for change
ضرورت برای تغییر
exigence in law
ضرورت در قانون
exigence of duty
ضرورت وظیفه
exigence of need
ضرورت نیاز
exigence of quality
ضرورت کیفیت
exigence for action
ضرورت برای اقدام
exigence of safety
ضرورت ایمنی
she responded to the exigence of the situation with calmness.
او با آرامش به ضرورتهای وضعیت پاسخ داد.
the exigence of the project required immediate attention.
ضرورتهای پروژه نیاز به توجه فوری داشت.
in times of exigence, leaders must make tough decisions.
در زمانهای دشوار، رهبران باید تصمیمات دشواری بگیرند.
his exigence for perfection often stressed the team.
تلاش او برای کمال اغلب باعث استرس تیم میشد.
the exigence of the deadline pushed us to work overtime.
ضرورت مهلت مقرر ما را وادار به کار اضافه کرد.
understanding the exigence of the market is crucial for success.
درک ضرورتهای بازار برای موفقیت بسیار مهم است.
they adapted quickly to the exigence of the new regulations.
آنها به سرعت خود را با ضرورتهای قوانین جدید تطبیق دادند.
the exigence of the moment called for immediate action.
ضرورتهای لحظه نیازمند اقدام فوری بود.
her exigence for quality was evident in every detail.
تلاش او برای کیفیت در هر جزئیات آشکار بود.
in exigence, creativity often flourishes.
در زمانهای دشوار، خلاقیت اغلب شکوفا میشود.
urgent exigence
ضرورت فوری
exigence of time
ضرورت زمان
exigence of circumstances
ضرورت شرایط
exigence for change
ضرورت برای تغییر
exigence in law
ضرورت در قانون
exigence of duty
ضرورت وظیفه
exigence of need
ضرورت نیاز
exigence of quality
ضرورت کیفیت
exigence for action
ضرورت برای اقدام
exigence of safety
ضرورت ایمنی
she responded to the exigence of the situation with calmness.
او با آرامش به ضرورتهای وضعیت پاسخ داد.
the exigence of the project required immediate attention.
ضرورتهای پروژه نیاز به توجه فوری داشت.
in times of exigence, leaders must make tough decisions.
در زمانهای دشوار، رهبران باید تصمیمات دشواری بگیرند.
his exigence for perfection often stressed the team.
تلاش او برای کمال اغلب باعث استرس تیم میشد.
the exigence of the deadline pushed us to work overtime.
ضرورت مهلت مقرر ما را وادار به کار اضافه کرد.
understanding the exigence of the market is crucial for success.
درک ضرورتهای بازار برای موفقیت بسیار مهم است.
they adapted quickly to the exigence of the new regulations.
آنها به سرعت خود را با ضرورتهای قوانین جدید تطبیق دادند.
the exigence of the moment called for immediate action.
ضرورتهای لحظه نیازمند اقدام فوری بود.
her exigence for quality was evident in every detail.
تلاش او برای کیفیت در هر جزئیات آشکار بود.
in exigence, creativity often flourishes.
در زمانهای دشوار، خلاقیت اغلب شکوفا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید