| جمع | expedients |
It was expedient to retire gracefully.
این رویکرد مناسب بود که با وقار بازنشسته شود.
It is expedient that he should go.
این مناسب است که او برود.
It is expedient that he should retire at once.
این مناسب است که او فوراً بازنشسته شود.
This is only a stopgap/expedient or tousy resloving measure.
این فقط یک راه حل موقت/آسان یا یک اقدام حل و فصل است.
The government found it expedient to relax censorship a little.
دولت دریافت که کمی کاهش سانسور مناسب است.
either side could break the agreement if it were expedient to do so.
هر دو طرف میتوانستند توافق را نقض کنند اگر این کار مناسب بود.
exhausted every expedient and finally filed suit;
تمام راه حل ها را امتحان کرد و در نهایت شکایت کرد.
The Era of Procrastination, of Half-Measures, of Sooting and Baffing Expedients, of Delays, is Coming to its Close.
عصر تعلل، اقدامات ناقص، راه حل های فریبنده و تاخیر به پایان خود نزدیک می شود.
There are others to whom Idleness dictates another expedient, by which life may be passed unprofitably away without the tediousness of many vacant hours.
افرادی دیگر وجود دارند که تنبلی به آنها یک راه حل دیگر را القا می کند، به طوری که می توان زندگی را بدون خستگی بسیاری از ساعات بیکاری به طور غیرمتعارف سپری کرد.
It was expedient to retire gracefully.
این رویکرد مناسب بود که با وقار بازنشسته شود.
It is expedient that he should go.
این مناسب است که او برود.
It is expedient that he should retire at once.
این مناسب است که او فوراً بازنشسته شود.
This is only a stopgap/expedient or tousy resloving measure.
این فقط یک راه حل موقت/آسان یا یک اقدام حل و فصل است.
The government found it expedient to relax censorship a little.
دولت دریافت که کمی کاهش سانسور مناسب است.
either side could break the agreement if it were expedient to do so.
هر دو طرف میتوانستند توافق را نقض کنند اگر این کار مناسب بود.
exhausted every expedient and finally filed suit;
تمام راه حل ها را امتحان کرد و در نهایت شکایت کرد.
The Era of Procrastination, of Half-Measures, of Sooting and Baffing Expedients, of Delays, is Coming to its Close.
عصر تعلل، اقدامات ناقص، راه حل های فریبنده و تاخیر به پایان خود نزدیک می شود.
There are others to whom Idleness dictates another expedient, by which life may be passed unprofitably away without the tediousness of many vacant hours.
افرادی دیگر وجود دارند که تنبلی به آنها یک راه حل دیگر را القا می کند، به طوری که می توان زندگی را بدون خستگی بسیاری از ساعات بیکاری به طور غیرمتعارف سپری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید