expediting

[ایالات متحده]/ˈɛkspədaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛkspəˌdaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیشرفت را تسریع کردن (شکل حال استمراری expedite)؛ چیزی را به سرعت تمام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

expediting delivery

تسریع تحویل

expediting processes

تسریع فرآیندها

expediting orders

تسریع سفارشات

expediting shipments

تسریع ارسال‌ها

expediting approvals

تسریع تاییدها

expediting requests

تسریع درخواست‌ها

expediting services

تسریع خدمات

expediting actions

تسریع اقدامات

expediting tasks

تسریع وظایف

expediting solutions

تسریع راه‌حل‌ها

جملات نمونه

we are expediting the delivery process to meet customer demands.

ما در حال تسریع فرآیند تحویل برای پاسخگویی به نیازهای مشتری هستیم.

the team is focused on expediting the project timeline.

تیم بر تسریع جدول زمانی پروژه متمرکز است.

expediting the approval process will help us start earlier.

تسریع فرآیند تأیید به ما کمک می کند زودتر شروع کنیم.

they are expediting the review of the application.

آنها در حال تسریع بررسی درخواست هستند.

expediting communication can lead to faster decision-making.

تسریع ارتباط می تواند منجر به تصمیم گیری سریعتر شود.

we are expediting our efforts to resolve the issue.

ما در حال تسریع تلاش های خود برای رفع مشکل هستیم.

expediting the process is crucial for our success.

تسریع روند برای موفقیت ما بسیار مهم است.

they are expediting shipments to ensure timely delivery.

آنها در حال تسریع حمل و نقل برای اطمینان از تحویل به موقع هستیم.

expediting training sessions will improve employee performance.

تسریع جلسات آموزشی باعث بهبود عملکرد کارکنان خواهد شد.

we need to focus on expediting our research and development.

ما باید بر تسریع تحقیقات و توسعه خود تمرکز کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید