This long-winded wordsmith "punctiliously shifts paradigms" and "expeditiously ensures the numerical veracity of weekly sales reports.
این نویسنده با سخن طولانی و دقیق، "پارادایم ها را به دقت تغییر می دهد" و "به سرعت از صحت عددی گزارش های فروش هفتگی اطمینان حاصل می کند.
to handle the situation expeditiously
برای رسیدگی به موقعیت به سرعت
to complete the task expeditiously
برای تکمیل وظیفه به سرعت
to respond expeditiously to inquiries
برای پاسخگویی سریع به درخواست ها
This long-winded wordsmith "punctiliously shifts paradigms" and "expeditiously ensures the numerical veracity of weekly sales reports.
این نویسنده با سخن طولانی و دقیق، "پارادایم ها را به دقت تغییر می دهد" و "به سرعت از صحت عددی گزارش های فروش هفتگی اطمینان حاصل می کند.
to handle the situation expeditiously
برای رسیدگی به موقعیت به سرعت
to complete the task expeditiously
برای تکمیل وظیفه به سرعت
to respond expeditiously to inquiries
برای پاسخگویی سریع به درخواست ها
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید