expeditiously

[ایالات متحده]/ˌekspəˈdɪʃəsli/
[بریتانیا]/ˌekspəˈdɪʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به موقع; به سرعت

جملات نمونه

This long-winded wordsmith "punctiliously shifts paradigms" and "expeditiously ensures the numerical veracity of weekly sales reports.

این نویسنده با سخن طولانی و دقیق، "پارادایم ها را به دقت تغییر می دهد" و "به سرعت از صحت عددی گزارش های فروش هفتگی اطمینان حاصل می کند.

to handle the situation expeditiously

برای رسیدگی به موقعیت به سرعت

to complete the task expeditiously

برای تکمیل وظیفه به سرعت

to respond expeditiously to inquiries

برای پاسخگویی سریع به درخواست ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید