slowly

[ایالات متحده]/'sləuli/
[بریتانیا]/ˈslolɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با آرامش؛ به طور مداوم و با احتیاط.

عبارات و ترکیب‌ها

slowly but surely

به تدریج اما مطمئنا

جملات نمونه

The snake slowly uncoiled.

مار به آرامی از حالت پیچیدگی خارج شد.

Read slowly and loudly.

به آرامی و با صدای بلند بخوانید.

The coast is slowly eroding.

ساحل به آرامی در حال فرسایش است.

the truck was grinding slowly up the hill.

کامیون به آرامی در حال بالا رفتن از تپه بود.

she spoke slowly and without inflection.

او به آرامی و بدون هیچ گونه تغییر لحن صحبت کرد.

he began to drive slowly past the houses.

او شروع به رانندگی آهسته کنار خانه‌ها کرد.

helium leaking slowly from the balloon.

هلیوم به آرامی از بادکنک نشت می‌کند.

the goulash was simmering slowly in the oven.

خورش در حال جوشیدن آهسته در فر بود.

the new church began, slowly but surely, to grow.

کلیسای جدید به آرامی اما به طور پیوسته شروع به رشد کرد.

she slowly unsealed the envelope.

او به آرامی پاکت را باز کرد.

developed the flavor slowly;

طعم را به آرامی توسعه داد.

The ship slowly righted again.

کشتی دوباره به آرامی خود را اصلاح کرد.

Woolens move slowly in the summer.

پشم در تابستان به آرامی حرکت می‌کند.

Smoke curls slowly from the chimney.

دود به آرامی از دودکش بلند می‌شود.

A plan was slowly -ting in my mind.

یک طرح به آرامی در ذهنم شکل می‌گرفت.

oar slowly across the river

پارو به آرامی در رودخانه حرکت کرد.

We’ll go slowly to begin with.

ما ابتدا به آرامی پیش خواهیم رفت.

And as your pain is slowly easin,

و همانطور که درد شما به آرامی در حال کاهش است.

Slowly but surely spring returns.

بهار به آرامی اما به طور پیوسته بازمی‌گردد.

نمونه‌های واقعی

Then we walked more slowly into the church.

ما به آرامی‌تر وارد کلیسا شدیم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

You are mistaken. I write rather slowly.

شما اشتباه می‌کنید. من نسبتاً آهسته می‌نویسم.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

They were walking more slowly than us.

آنها از ما آهسته‌تر راه می‌رفتند.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Any reason you were driving so slowly?

آیا دلیلی وجود دارد که شما آنقدر آهسته رانندگی می‌کردید؟

منبع: Yes, Minister Season 3

Bellatrix lowered her hood more slowly.

بلاتریس با احتیاط بیشتری سرش را پایین آورد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

Does it start suddenly or build up slowly?

آیا ناگهانی شروع می‌شود یا به آرامی شکل می‌گیرد؟

منبع: Doctor-Patient Conversation in English

But she said people should take things slowly.

اما او گفت که مردم باید کارها را به آرامی انجام دهند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Scientists say it's always done that slowly.

دانشمندان می‌گویند همیشه به همین آهستگی انجام شده است.

منبع: CNN Listening Compilation March 2019

Others might want to take it more slowly.

دیگران ممکن است بخواهند آن را بیشتر به آرامی انجام دهند.

منبع: National Parks of the United States

They also tend to make decisions more slowly.

آنها همچنین تمایل دارند تصمیمات خود را بیشتر به آرامی بگیرند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید