expropriated

[ایالات متحده]/ˌɛk sprəʊ prɪˈeɪ tɪd/
[بریتانیا]/ˌɛk sproʊ prɪˈeɪ tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای گرفتن اموال کسی؛ برای مصادره به منظور استفاده عمومی؛ برای محروم کردن از مالکیت

عبارات و ترکیب‌ها

expropriated land

زمین مصادره شده

expropriated property

مال مصادره شده

expropriated assets

دارایی‌های مصادره شده

expropriated rights

حقوق مصادره شده

expropriated resources

منابع مصادره شده

expropriated funds

صندوق‌های مصادره شده

expropriated goods

کالا‌های مصادره شده

expropriated interests

منافع مصادره شده

expropriated wealth

ثروت مصادره شده

expropriated territory

سرزمین مصادره شده

جملات نمونه

the government expropriated the land for public use.

دولت زمین را به دلیل استفاده عمومی تملک کرد.

many farmers protested when their land was expropriated.

بسیاری از کشاورزان زمانی که زمین آنها تملق گذاری شد، اعتراض کردند.

he felt betrayed after his property was expropriated.

او پس از تملق گذاری اموالش احساس خیانت کرد.

the city council expropriated several buildings for redevelopment.

شورای شهر چندین ساختمان را برای بازسازی تملق گذاری کرد.

expropriated assets can lead to legal disputes.

اموال تملق گذاری شده می تواند منجر به اختلافات قانونی شود.

compensation was offered when land was expropriated.

هنگامی که زمین تملق گذاری شد، غرامت پرداخت شد.

the law allows for expropriated land to be returned.

قانون اجازه می دهد زمین تملق گذاری شده بازگردانده شود.

expropriated properties are often sold at auctions.

اموال تملق گذاری شده اغلب در حراجی ها به فروش می رسد.

residents were unhappy about the expropriated park.

ساکنان در مورد پارک تملق گذاری شده ناراضی بودند.

the project faced delays due to expropriated lands.

به دلیل زمین های تملق گذاری شده، پروژه با تاخیر مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید