exterminated

[ایالات متحده]/ɪkˈstɜːmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈstɜrmɪneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاملاً نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

exterminated pests

حشرات دفع شده

exterminated species

گونه‌های نابود شده

exterminated population

جمعیت نابود شده

exterminated insects

حشرات دفع شده

exterminated weeds

سرک کش‌های دفع شده

exterminated threats

تهدیدهای دفع شده

exterminated bacteria

باکتری‌های دفع شده

exterminated rodents

جوندگان دفع شده

exterminated viruses

ویروس‌های دفع شده

exterminated invaders

متجاوزان دفع شده

جملات نمونه

the pest control company exterminated the termites in our house.

شرکت کنترل آفات موجودات مضر را در خانه ما از بین برد.

the government plans to exterminate the invasive species threatening local wildlife.

دولت قصد دارد گونه‌های مهاجم که به حیات وحش محلی آسیب می‌رسانند را از بین ببرد.

they worked hard to exterminate the virus from the computer system.

آنها سخت تلاش کردند ویروس را از سیستم کامپیوتری حذف کنند.

the organization aims to exterminate poverty in the region.

سازمان هدف خود را از بین بردن فقر در منطقه قرار داده است.

scientists are trying to exterminate the bacteria that cause the disease.

دانشمندان در تلاشند باکتری‌هایی که باعث ایجاد بیماری می‌شوند را از بین ببرند.

efforts to exterminate the disease have been largely successful.

تلاش‌ها برای از بین بردن بیماری تا حد زیادی موفقیت‌آمیز بوده است.

they are determined to exterminate the source of the problem.

آنها مصمم هستند منبع مشکل را از بین ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید