extravagances

[ایالات متحده]/ɪkˈstrævəɡənsɪz/
[بریتانیا]/ɪkˈstrævəɡənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه‌های بیش از حد یا غیرضروری؛ اقلام یا لذت‌های لوکس

عبارات و ترکیب‌ها

luxury extravagances

تفریحات لوکس

financial extravagances

تفریحات مالی

personal extravagances

تفریحات شخصی

extravagances of wealth

تفریحات ثروت

extravagances in spending

تفریحات در هزینه کردن

extravagances of taste

تفریحات سلیقه

social extravagances

تفریحات اجتماعی

extravagances of life

تفریحات زندگی

extravagances of fashion

تفریحات مد

cultural extravagances

تفریحات فرهنگی

جملات نمونه

his extravagances often left him in debt.

هزومحلگی‌های او اغلب باعث می‌شد بدهکار شود.

they indulged in the extravagances of luxury living.

آنها در تجملات زندگی لوکس غرق شدند.

her extravagances were the talk of the town.

هزومحلگی‌های او نقل محافل بود.

he realized that his extravagances were unsustainable.

او متوجه شد که هزومحلگی‌هایش غیرقابل تحمل هستند.

they cut back on their extravagances to save money.

آنها برای صرفه‌جویی در پول هزومحلگی‌های خود را کاهش دادند.

the party was filled with extravagances and opulence.

جشن با تجملات و شکوه پر شده بود.

her extravagances often embarrassed her friends.

هزومحلگی‌های او اغلب دوستانش را شرمسنده می‌کرد.

they enjoyed their extravagances without any guilt.

آنها بدون هیچ احساس گناهی از هزومحلگی‌های خود لذت بردند.

his extravagances were justified by his success.

موفقیت او هزومحلگی‌هایش را توجیه می‌کرد.

she often criticized the extravagances of the wealthy.

او اغلب هزومحلگی‌های ثروتمندان را مورد انتقاد قرار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید