exude

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːd/
[بریتانیا]/ɪɡˈzuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تراوش کردن; جریان یافتن; ساطع کردن
vi. تراوش کردن; جریان یافتن; ساطع کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردexudes
صفت یا فعل حال استمراریexuding
زمان گذشتهexuded
قسمت سوم فعلexuded

عبارات و ترکیب‌ها

exude confidence

ابراز اعتماد به نفس

exude charm

ابراز جذابیت

exude elegance

ابراز ظرافت

exude warmth

ابراز صمیمیت

جملات نمونه

the beetle exudes a caustic liquid.

حشره یک مایع خورنده ترشح می‌کند.

slime exudes from the fungus.

جِلّ لجن از قارچ خارج می‌شود.

sexuality exuded from him.

جنسیّت از او ساطع می‌شد.

Sweat exudes through the pores.

عرق از طریق منافذ خارج می‌شود.

The sun made him exude sweat.

خورشید باعث شد که عرق از او خارج شود.

a face that exuded self-satisfaction.

چهره‌ای که خودخواهی را نشان می‌داد.

In conversation she exudes wit and self-assurance.

در گفتگو، او باهوش و اعتماد به نفس از خود نشان می دهد.

he exuded good humour and bonhomie.

او خوش‌مزاجی و صمیمیت را نشان می‌داد.

Sir Thomas exuded friendship and goodwill.

سر توماس دوستی و حسن نیت را نشان می‌داد.

the building exudes an air of tranquillity.

ساختمان حالتی از آرامش را ساطع می‌کند.

he exuded an air of raw, vibrant masculinity.

او حالتی از مردانگی خام و پرجنب‌وجوش را ساطع می‌کرد.

he exuded an aura of reassuring solidity.

او حال و هوای استحکام اطمینان‌بخش را از خود نشان می‌داد.

A smiley-face person exudes phoniness, which will quickly be picked up by the interviewer.

یک فرد با چهره خندان، ریاکاری را نشان می‌دهد که به سرعت توسط مصاحبه‌کننده تشخیص داده خواهد شد.

Serena's mysterious ways bedazzle most mortals.She exudes an air of melancholy, which is intoxicating to Elven kind looking to the past for deliverance.

روش‌های مرموز سرنا بیشتر انسان‌ها را مجذوب می‌کند. او حالتی از غمگینی را ساطع می‌کند که برای الف‌هایی که به دنبال رهایی در گذشته هستند، مسحورکننده است.

Cancer cells exude different compounds than healthy cells do, Haick explains, and the circuit picks up this difference.

سلول‌های سرطانی ترکیباتی متفاوت از سلول‌های سالم ترشح می‌کنند، همانطور که هایک توضیح می‌دهد و مدار این تفاوت را تشخیص می‌دهد.

This 2006 net women's single champion just in exuded in the Pacific Ocean public competition to encounter Safenna to sweep away, somewhat melancholy she is hoping in the net rewin dignity.

این قهرمان تنیس زنان سال 2006 به تازگی در مسابقه عمومی اقیانوس آرام با سافنا روبرو شد تا او را شکست دهد، کمی غمگین است و امیدوار است که دوباره در تنیس افتخار کسب کند.

After Hamlet hears the curtain valance, exudes one to yell, draws out the sword to come immediately to puncture that overhearer puts on the intestines to have diarrhea;

بعد از اینکه هملت صدای پرده را می‌شنود، یکی فریاد می‌زند، شمشیر را بیرون می‌کشد تا بلافاصله آن کسی که گوش می‌دهد را سوراخ کند و دچار اسهال شود.

The results showed that, though the organic acids in tissues of proteoid roots and tips of non-proteoid roots were the same, the organic acids exuded by the two root tissues were different.

نتایج نشان داد که اگرچه اسیدهای آلی در بافت ریشه‌های پروتئوئیدی و نوک ریشه‌های غیر پروتئوئیدی یکسان بودند، اسیدهای آلی که توسط دو بافت ریشه ترشح می‌شدند متفاوت بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید