exultant

[ایالات متحده]/ɪɡˈzʌltənt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzʌltənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از شادی یا خوشحالی شدید.

جملات نمونه

she felt exultant and powerful.

او احساس غرور و قدرت کرد.

The exultant crowds were dancing in the streets.

جماهیر شادمان در خیابان‌ها می‌رقصیدند.

exultant shouts of joy

جیغ‌های شادانانه و غرق در شادی

exultant feeling of accomplishment

احساس غرور و موفقیت

نمونه‌های واقعی

Her tone was loud, exultant. She drank and passed the cup to Bernard.

لحن او بلند و شادمانه بود. او نوشید و فنجان را به برنارد داد.

منبع: Brave New World

He was an old man, so lately exultant in the full strength of manhood.

او مرد سالخورده‌ای بود، اخیراً بسیار شادمانه در اوج مردانگی.

منبع: The South and the North (Part 2)

He felt exultant, like an emperor surveying his world.

او احساس شادمانی می‌کرد، مانند یک امپراتور که جهان خود را بررسی می‌کند.

منبع: "Dune" audiobook

The young gentleman uttered this exultant sound with mysterious significance.

جوان این صداي شادمانه را با معناي مرموز ادا کرد.

منبع: A Tale of Two Cities (Original Version)

The air was filled with glad cries, with exultant shouts.

هوا پر شد از فریادهای شاد، از فریادهای شادمانه.

منبع: Vancouver Legend

I stumbled into an opening, briefly exultant that I was near freedom.

من به طور اتفاقی وارد یک شکاف شدم، به طور خلاصه شادمان که به آزادی نزدیک بودم.

منبع: Me Before You

But it was not a shout of execration—not a yell of exultant cruelty.

اما این فریاد سرزنش نبود - نه فریاد شادمانه و بی‌رحمانه.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

'Exactly, ' said Stephen, inwardly exultant, for he was really deceived by Knight's off-hand manner.

دقیقاً، استیفن گفت، در حالی که از درون شادمان بود، زیرا واقعاً به رفتار غیررسمی نایت فریب خورد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

" Why, of course" ! cried Biddy, with an exultant face. " Don't you see? It's him" !

«چرا، البته!» بیدی با چهره‌ای شادمان فریاد زد. «نگاه کردی؟ اوست!»

منبع: Great Expectations (Original Version)

Then above the confused sounds Stuart Tarleton's voice rose, in an exultant shout " Yee-aay-ee" ! as if he were on the hunting field.

سپس، بالای صداهای آشفته، صدای استوارت تارلتون با فریادی شادمانه بالا آمد: «یِ-آی-یی»! انگار که در صحنه شکار باشد.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید