exultation

[ایالات متحده]/ˌegz(ʌ)l'teɪʃn/
[بریتانیا]/ˌɛɡzʌl'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شادمانی; احساس شادی و پیروزی بزرگ
Word Forms

جملات نمونه

exultation coursed through him.

شور و نشاط از وجودش گذشت.

It's you include your spark of life, your nattiness, your humors, your exultation, your turndown.

این شما هستید که جرقه‌های زندگی، جذابیت، اخلاق، شور و نشاط و غرابتان را در بر می‌گیرید.

The team celebrated with exultation after winning the championship.

تیم پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی با شور و نشاط جشن گرفتند.

Her exultation was evident when she received the promotion.

شور و نشاط او زمانی که ترفیع گرفت آشکار بود.

The crowd erupted in exultation as the fireworks lit up the sky.

با روشن شدن آسمان با آتش‌بازی، جمعیت با شور و نشاط فریاد زدند.

His exultation knew no bounds when he aced the exam.

وقتی در امتحان نمره عالی گرفت، شور و نشاط او حد و حصر نداشت.

The exultation in her voice was unmistakable as she accepted the award.

زمانی که جایزه را دریافت کرد، شور و نشاط در صدای او غیرقابل انکار بود.

The exultation of victory filled the stadium as the final whistle blew.

با سوت نهایی، شور و نشاط پیروزی استادیوم را پر کرد.

She couldn't contain her exultation when she found out she got accepted into her dream school.

وقتی فهمید که به مدرسه رویایی‌اش راه یافته، نتوانست شور و نشاط خود را کنترل کند.

The exultation on his face was contagious, spreading to everyone around him.

شور و نشاطی که در چهره او بود مسری بود و به همه اطرافیان سرایت کرد.

Exultation filled the air as the band played their final song at the concert.

با اجرای آخرین آهنگ گروه در کنسرت، شور و نشاط در هوا موج می‌زد.

The exultation of reaching the mountain peak was worth all the effort of the climb.

شور و نشاط رسیدن به قله کوه ارزش تمام تلاش‌های صعود را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید