eyeless

[ایالات متحده]/'aɪlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نابینا; بدون چشم; کور.

جملات نمونه

The eyeless doll gave me the creeps.

عروسک کر چشم، من را به وحشت انداخت.

The eyeless statue seemed to follow me with its gaze.

مجسمه کر چشم به نظر می‌رسید که با نگاهش مرا دنبال می‌کند.

The eyeless creature navigated through the dark cave using its other senses.

موجود کر چشم با استفاده از سایر حواس خود از طریق غار تاریک عبور کرد.

The eyeless fish adapted to its environment by developing heightened senses.

ماهی کر چشم با توسعه حواس قوی‌تر، خود را با محیط خود تطبیق داد.

The eyeless man relied on his sense of touch to navigate the world.

مرد کر چشم برای پیمایش جهان به حس لامسه خود متکی بود.

The eyeless ghostly figure haunted the old mansion.

شخصیت شبح کر چشم، عمارت قدیمی را آزار می‌داد.

The eyeless robot was programmed to rely on other sensors for guidance.

ربات کر چشم طوری برنامه‌ریزی شده بود که برای راهنمایی به سایر حسگرها متکی باشد.

The eyeless mask added an eerie quality to the costume.

ماسک کر چشم، کیفیتی عجیب و غریب به لباس اضافه کرد.

The eyeless portrait seemed to follow you wherever you went.

تصویر کر چشم به نظر می‌رسید که شما را در هر کجا که می‌روید دنبال می‌کند.

The eyeless skull was a chilling reminder of mortality.

جمجمه کر چشم یادآوری سرد و ناراحت‌کننده مرگ بود.

نمونه‌های واقعی

Louise stands up long enough for the audience to see her mutilated eyeless face and then dies.

لوییوس بلند می‌شود و به اندازه‌ای طول می‌کشد تا مخاطبان چهره دملوی، بی‌چشم و زخمی‌اش را ببینند و سپس می‌میرد.

منبع: Crash Course in Drama

After that the skeleton. At seventy per cent of normal oxygen you got dwarfs. At less than seventy eyeless monsters.

بعد از آن اسکلت. در حالت اکسیژن نرمال هفتاد درصد، شما دورف‌ها (قبیله‌ای افسانه‌ای) را دارید. کمتر از هفتاد هیولای بی‌چشم.

منبع: Brave New World

When the resulting offspring hatch, they bear little resemblance to their parents; they're smaller, wingless, eyeless, and sterile.

وقتی فرزندان حاصل از آن متولد می‌شوند، شباهت کمی به والدین خود دارند؛ آن‌ها کوچک‌تر، بدون بال، بی‌چشم و عقیم هستند.

منبع: TED-Ed (video version)

The Dementor's eyeless face was barely an inch from Dudley's when the silver antlers caught it; the thing was thrown up into the air and, like its fellow, it soared away and was absorbed into the darkness.

چهره بی‌چشم دمنتور تقریباً یک اینچ از صورت ددلی فاصله داشت که شاخ‌های نقره‌ای آن را گرفت؛ آن موجود به هوا پرتاب شد و مانند همتای خود، دور شد و در تاریکی جذب شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

There are a few types of what are called " blind fish" or eyeless fish – fish that don't have any eyes – I suppose because it's so dark in the cave, they didn't need eyes.

چند نوعی وجود دارد که به آنها "ماهی کور" یا ماهی بی چشم می‌گویند - ماهی‌هایی که چشم ندارند - حدس می‌زنم به این دلیل که در غار خیلی تاریک است، نیازی به چشم نداشتند.

منبع: 2013 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید