wet facecloth
حوله خیس
clean facecloth
حوله تمیز
warm facecloth
حوله گرم
soft facecloth
حوله نرم
cold facecloth
حوله سرد
damp facecloth
حوله مرطوب
fresh facecloth
حوله تازه
dry facecloth
حوله خشک
grab facecloth
گرفتن حوله
wash facecloth
شستن حوله
she dampened the soft facecloth and gently wiped her face.
او پارچه نرم را خیس کرد و به آرامی صورت خود را پاک کرد.
i always keep a clean facecloth by the sink.
من همیشه یک دستمال صورت تمیز در کنار سینک نگه میدارم.
the warm facecloth felt soothing on my skin.
دستمال گرم احساس آرامش بخشی روی پوست من داشت.
he wrung out the wet facecloth before using it.
او قبل از استفاده، دستمال خیس را چرخاند.
you should replace your facecloth every few weeks.
شما باید هر چند هفته یک بار دستمال صورت خود را تعویض کنید.
she packed a travel facecloth for her trip.
او یک دستمال صورت مسافرتی برای سفرش به همراه داشت.
the cotton facecloth absorbs water very well.
دستمال پنبهای آب را بسیار خوب جذب میکند.
i prefer a thick facecloth for better exfoliation.
من ترجیح میدهم از یک دستمال ضخیم برای لایهبرداری بهتر استفاده کنم.
hang the facecloth to dry after each use.
بعد از هر بار استفاده، دستمال را آویزان کنید تا خشک شود.
the hotel provided fresh facecloths in the bathroom.
هتل دستمالهای تازه در حمام ارائه میداد.
use a facecloth to remove your makeup gently.
برای پاک کردن آرایش خود به آرامی از یک دستمال صورت استفاده کنید.
i bought a new set of facecloths yesterday.
من دیروز یک مجموعه جدید از دستمالهای صورت خریدم.
the facecloth was too rough for sensitive skin.
دستمال خیلی زبر بود برای پوستهای حساس.
she applied cleanser with a damp facecloth.
او پاککننده را با یک دستمال مرطوب استفاده کرد.
disposable facecloths are convenient for guests.
دستمالهای یکبارمصرف برای مهمانان مناسب هستند.
wet facecloth
حوله خیس
clean facecloth
حوله تمیز
warm facecloth
حوله گرم
soft facecloth
حوله نرم
cold facecloth
حوله سرد
damp facecloth
حوله مرطوب
fresh facecloth
حوله تازه
dry facecloth
حوله خشک
grab facecloth
گرفتن حوله
wash facecloth
شستن حوله
she dampened the soft facecloth and gently wiped her face.
او پارچه نرم را خیس کرد و به آرامی صورت خود را پاک کرد.
i always keep a clean facecloth by the sink.
من همیشه یک دستمال صورت تمیز در کنار سینک نگه میدارم.
the warm facecloth felt soothing on my skin.
دستمال گرم احساس آرامش بخشی روی پوست من داشت.
he wrung out the wet facecloth before using it.
او قبل از استفاده، دستمال خیس را چرخاند.
you should replace your facecloth every few weeks.
شما باید هر چند هفته یک بار دستمال صورت خود را تعویض کنید.
she packed a travel facecloth for her trip.
او یک دستمال صورت مسافرتی برای سفرش به همراه داشت.
the cotton facecloth absorbs water very well.
دستمال پنبهای آب را بسیار خوب جذب میکند.
i prefer a thick facecloth for better exfoliation.
من ترجیح میدهم از یک دستمال ضخیم برای لایهبرداری بهتر استفاده کنم.
hang the facecloth to dry after each use.
بعد از هر بار استفاده، دستمال را آویزان کنید تا خشک شود.
the hotel provided fresh facecloths in the bathroom.
هتل دستمالهای تازه در حمام ارائه میداد.
use a facecloth to remove your makeup gently.
برای پاک کردن آرایش خود به آرامی از یک دستمال صورت استفاده کنید.
i bought a new set of facecloths yesterday.
من دیروز یک مجموعه جدید از دستمالهای صورت خریدم.
the facecloth was too rough for sensitive skin.
دستمال خیلی زبر بود برای پوستهای حساس.
she applied cleanser with a damp facecloth.
او پاککننده را با یک دستمال مرطوب استفاده کرد.
disposable facecloths are convenient for guests.
دستمالهای یکبارمصرف برای مهمانان مناسب هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید