fair-weather

[ایالات متحده]/[ˈfeə ˈweðə]/
[بریتانیا]/[ˈfɛr ˈwɛðər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تنها در زمان‌های خوب دوست یا حمایت‌کننده است.؛ آب و هوا که لذت‌بخش و معتدل است.
adj. که فقط زمانی که شرایط مساعد هستند وجود دارد یا رخ می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

fair-weather friend

دوست آب و هواي خوب

fair-weather sailor

کشتی‌گر آب و هواي خوب

fair-weather enthusiast

علاقه‌مند به آب و هواي خوب

fair-weather supporter

پشتیبان آب و هواي خوب

fair-weather athlete

ورزشکار آب و هواي خوب

being fair-weather

آب و هواي خوب بودن

fair-weather attitude

وضعیت آب و هواي خوب

fair-weather forecast

پیش‌بینی آب و هواي خوب

a fair-weather day

یک روز آب و هواي خوب

fair-weather conditions

شرایط آب و هواي خوب

جملات نمونه

he's a fair-weather friend who only calls when he needs something.

او یک دوست آب و هواي خوب است که فقط وقتی که چیزی نیاز دارد تماس می‌گیرد.

the fair-weather sailor enjoyed the calm seas and sunshine.

سایلور آب و هواي خوب لذت برد از دریاچه‌های آرام و نور خورشید.

don't be a fair-weather supporter; stick with the team through thick and thin.

دشمن نباشید یک حامی آب و هواي خوب؛ با تیم در هر شرایطی باقی بمانید.

she's a fair-weather athlete; she only trains when the weather is nice.

او یک ورزشکار آب و هواي خوب است؛ او فقط وقتی تمرین می‌کند که آب و هوا خوب است.

the fair-weather investor sold his shares as soon as the market dipped.

سرمایه‌گذار آب و هواي خوب به محض اینکه بازار کاهش یافت، سهام خود را فروخت.

we had a fair-weather day for the picnic, perfect for outdoor games.

ما یک روز آب و هواي خوب برای چشمه داشتیم، که برای بازی‌های آزاد بسیار مناسب است.

he's a fair-weather golfer; he plays only on weekends.

او یک گلفر آب و هواي خوب است؛ او فقط در اواخر هفته بازی می‌کند.

the fair-weather tourist prefers luxury resorts to backpacking adventures.

گردشگر آب و هواي خوب به جای مغامرات حمل کیف، به مراکز تفریحی لوکس ترجیح می‌دهد.

it was a fair-weather season for farming, with plenty of sunshine and rain.

این فصلی آب و هواي خوب برای کشاورزی بود، با فراوانی نور خورشید و باران.

she's a fair-weather fan, cheering only when the team is winning.

او یک هوادار آب و هواي خوب است، که فقط وقتی تیم برنده می‌شود شور می‌کند.

the fair-weather crowd disappeared as soon as the rain started.

گروه آب و هواي خوب به محض شروع باران از بین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید