faithful

[ایالات متحده]/ˈfeɪθfl/
[بریتانیا]/ˈfeɪθfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وفادار; درست; دقیق و قابل اعتماد.
Word Forms
جمعfaithfuls

عبارات و ترکیب‌ها

old faithful

وفاداری قدیمی

جملات نمونه

a faithful reproduction of the portrait.

بازتولید صادقانه پرتره

a faithful and particular description.

توصیف دقیق و صادقانه

She is a faithful wife .

او یک همسر وفادار است.

The dog is a faithful friend of man.

سگ دوست وفادار انسان است.

He is faithful in word and deed.

او در عمل و گفتار وفادار است.

A dog is a faithful animal. (=Dogs are faithful animals.)

سگ یک حیوان وفادار است. (=سگ‌ها حیوانات وفاداری هستند.)

her husband was faithful to her.

همسرش به او وفادار بود.

He is faithful in the performance of his duties.

او در انجام وظایف خود وفادار است.

You have sworn to be faithful to me.

شما قول داده‌اید که در برابر من وفادار باشید.

We are all faithful listeners to the program.

ما همه شنوندگان وفادار برنامه هستیم.

They promised to be faithful to their ideal for ever.

آنها قول دادند که برای همیشه به آرمان خود وفادار بمانند.

sent the package by the most expeditious means. See also Synonyms at faithful

بسته را از طریق سریع‌ترین راه ارسال کردند. همچنین به مترادف‌ها در faithful مراجعه کنید

the rugs they make today remain faithful to their ancestors' methods.

فرش‌هایی که امروز می‌سازند، به روش‌های اجدادشان وفادارند.

the family motto is ‘Faithful though Unfortunate’.

شعار خانواده «وفادار اگرچه بدبخت» است.

Our company is faithful to the promised terms.

شرکت ما به شرایط قول داده شده وفادار است.

She was always faithful to her husband.

او همیشه به همسرش وفادار بود.

نمونه‌های واقعی

With that he brushed past Atkinson to go address the faithful.

با آن، او از کنار اتکینسون گذشت تا به دیدار باوفانان برود.

منبع: Steve Jobs Biography

Dogs are always faithful to their masters.

سگ‌ها همیشه در برابر صاحبان خود باوفا هستند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

He is losing the faithful of lightening of his terrible swift sword.

او در حال از دست دادن وفاداران رعد و برق شمشیر سریع و وحشتناکش است.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

Instead of being faithful about faith, I turned super faithful about fiction.

به جای وفادار بودن در مورد ایمان، من به طور فوق العاده ای در مورد داستان نویسی وفادار شدم.

منبع: PBS Interview Education Series

" Virgin most faithful, " her mother intoned.

منبع: Gone with the Wind

Her soul remained and would remain faithful to him for ever.

روحش باقی ماند و همیشه در برابر او وفادار خواهد ماند.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

I was so positive and so faithful.

من خیلی مثبت و خیلی وفادار بودم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

Judy was always faithful to her word.

جودی همیشه به حرف خود وفادار بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

I meant what I said, and I said what I meant, and an elephant's faithful, 100%.

من منظورم را گفتم و گفتم آنچه را که منظورم بود و یک فیل 100% باوفا است.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

I have found that if you are faithful to living a question, that question will be faithful back to you.

من متوجه شدم که اگر به زندگی کردن یک سؤال وفادار باشید، آن سؤال به شما وفادار خواهد بود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید