falseness

[ایالات متحده]/fɔ:lsnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم صداقت، بی‌وفایی، نادرستی
Word Forms

جملات نمونه

detecting falseness in his words

تشخیص دروغگویی در حرف‌هایش

the falseness of her smile was evident

دروغگویی لبخندش آشکار بود

his falseness became apparent over time

دروغگویی‌اش به مرور زمان آشکار شد

she couldn't hide the falseness in her tone

او نمی‌توانست دروغگویی در لحنش را پنهان کند

the falseness of their promises was disappointing

دروغگویی وعده‌هایشان ناامیدکننده بود

trying to mask the falseness of his intentions

سعی در پوشاندن دروغگویی نیاتش

the falseness in his actions was unsettling

دروغگویی در اعمالش آزاردهنده بود

uncovering the falseness behind the facade

افشای دروغگویی پشت نقاب

the falseness of their friendship was revealed

دروغگویی دوستی آن‌ها آشکار شد

beneath the surface, the falseness was palpable

تحت سطح، دروغگویی قابل لمس بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید