fanbase

[ایالات متحده]/ˈfæn.beɪs/
[بریتانیا]/ˈfæn.beɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از طرفداران که از یک شخص، تیم، محصول یا اثر خاص حمایت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

loyal fanbase

هواداران وفادار

growing fanbase

هواداران در حال رشد

dedicated fanbase

هواداران متعصب

massive fanbase

هواداران گسترده

global fanbase

هواداران جهانی

online fanbase

هواداران آنلاین

fanbase grows

هواداران در حال افزایش هستند

fanbase expanded

هواداران گسترش یافتند

fanbase expanding

گسترش هواداران

fanbases unite

اتحاد هواداران

جملات نمونه

the band built a loyal fanbase through constant touring and honest lyrics.

گروه با برگزاری کنسرت‌های مداوم و اشعار صادقانه، توانست یک پایگاه طرفداران وفادار ایجاد کند.

the film gained a global fanbase after streaming platforms picked it up.

فیلم پس از اینکه پلتفرم‌های پخش آن را انتخاب کردند، یک پایگاه طرفداران جهانی به دست آورد.

the streamer has a dedicated fanbase that shows up for every live session.

استریمر یک پایگاه طرفداران اختصاصی دارد که در هر جلسه زنده حضور دارد.

the game expanded its fanbase with regular updates and new story content.

بازی با به‌روزرسانی‌های منظم و محتوای داستان جدید، پایگاه طرفداران خود را گسترش داد.

her fanbase grew rapidly after the award-winning performance went viral.

پایگاه طرفداران او پس از اینکه اجرای برنده جایزه به طور گسترده‌ای منتشر شد، به سرعت رشد کرد.

the author’s fanbase remains strong even years after the final book.

پایگاه طرفداران نویسنده حتی سال‌ها پس از کتاب نهایی نیز قوی باقی مانده است.

the club relies on its passionate fanbase to create a loud home atmosphere.

باشگاه برای ایجاد فضایی پر سر و صدا در خانه به پایگاه طرفداران پرشور خود متکی است.

the brand cultivated a niche fanbase by focusing on sustainable materials.

برند با تمرکز بر مواد پایدار، یک پایگاه طرفداران خاص را توسعه داد.

he engaged his fanbase by replying to comments and sharing behind-the-scenes clips.

او با پاسخ دادن به نظرات و به اشتراک گذاشتن کلیپ‌های پشت صحنه با پایگاه طرفداران خود درگیر شد.

the team’s fanbase rallied after the loss and filled the stadium for the next match.

پایگاه طرفداران تیم پس از شکست متحد شد و استادیوم را برای مسابقه بعدی پر کرد.

the singer’s fanbase demanded a tour announcement after months of silence.

پایگاه طرفداران خواننده پس از ماه‌ها سکوت خواستار اعلام برگزاری تور شد.

the podcast attracted a growing fanbase thanks to its weekly interviews.

پادکست به لطف مصاحبه‌های هفتگی خود، یک پایگاه طرفداران در حال رشد را به خود جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید