fantasied

[ایالات متحده]/ˈfæntəˌsiːd/
[بریتانیا]/ˈfæntəˌsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تصور یا خیال پردازی درباره چیزی پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

fantasied dreams

رویاهای خیالی

fantasied life

زندگی خیالی

fantasied love

عشق خیالی

fantasied world

جهان خیالی

fantasied adventures

ماجراهای خیالی

fantasied scenarios

سناریوهای خیالی

fantasied future

آینده خیالی

fantasied moments

لحظات خیالی

fantasied relationships

روابط خیالی

fantasied places

مکان‌های خیالی

جملات نمونه

she fantasied about traveling the world.

او درباره سفر در سراسر جهان خیالپردازی می‌کرد.

he fantasied himself as a superhero.

او خود را به عنوان یک ابرقهرمان تصور می‌کرد.

they fantasied about living in a castle.

آنها درباره زندگی در یک قلعه خیالپردازی می‌کردند.

she often fantasied about her dream job.

او اغلب درباره شغل رویایی خود خیالپردازی می‌کرد.

he fantasied of a perfect life with no worries.

او درباره یک زندگی کامل بدون دغدغه خیالپردازی می‌کرد.

as a child, she fantasied about being an astronaut.

در کودکی، او درباره فضانورد شدن خیالپردازی می‌کرد.

he fantasied about winning the lottery.

او درباره برنده شدن در لاتاری خیالپردازی می‌کرد.

they fantasied about a future filled with adventure.

آنها درباره آینده‌ای پر از ماجراجویی خیالپردازی می‌کردند.

she fantasied about finding true love.

او درباره یافتن عشق واقعی خیالپردازی می‌کرد.

he fantasied about becoming a famous musician.

او درباره تبدیل شدن به یک نوازنده مشهور خیالپردازی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید