fantasyland

[ایالات متحده]/ˈfæntəsilænd/
[بریتانیا]/ˈfæntəsilænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که با تخیل یا ایده‌های خیال‌انگیز مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fantasyland adventure

ماجراجویی سرزمین فانتزی

fantasyland dreams

رویاهای سرزمین فانتزی

fantasyland escape

فرار از سرزمین فانتزی

fantasyland journey

سفر به سرزمین فانتزی

fantasyland magic

جادوی سرزمین فانتزی

fantasyland wonder

شگفتی سرزمین فانتزی

fantasyland experience

تجربه سرزمین فانتزی

fantasyland visitors

بازدیدکنندگان سرزمین فانتزی

fantasyland stories

داستان‌های سرزمین فانتزی

fantasyland fun

سرگرمی در سرزمین فانتزی

جملات نمونه

in fantasyland, anything is possible.

در سرزمین فانتزی، همه چیز ممکن است.

she dreams of living in a fantasyland.

او رویای زندگی در یک سرزمین فانتزی را دارد.

children often create their own fantasyland.

کودکان اغلب سرزمین فانتزی خود را ایجاد می کنند.

the book transports readers to a magical fantasyland.

این کتاب خوانندگان را به یک سرزمین فانتزی جادویی می برد.

he described his ideal vacation as a fantasyland.

او تعطیلات ایده آل خود را به عنوان یک سرزمین فانتزی توصیف کرد.

many movies take place in a fantasyland setting.

بسیاری از فیلم ها در یک محیط فانتزی اتفاق می افتند.

creating a fantasyland requires imagination and creativity.

ایجاد یک سرزمین فانتزی به خلاقیت و نوآوری نیاز دارد.

her artwork depicts scenes from a vibrant fantasyland.

هنر او صحنه هایی از یک سرزمین فانتزی پر جنب و جوش را به تصویر می کشد.

they built a fantasyland for the theme park.

آنها یک سرزمین فانتزی برای پارک موضوعی ساختند.

in his mind, he escaped to a fantasyland.

در ذهنش، او به یک سرزمین فانتزی فرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید