dream

[ایالات متحده]/driːm/
[بریتانیا]/driːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آرزو، جاه‌طلبی، یا ایده گرانبها؛ مجموعه‌ای از افکار، تصاویر، یا احساسات که در حین خواب اتفاق می‌افتند
vt. & vi. در حین خواب رویاها را تجربه کردن؛ داشتن یک هدف یا مقصود شدیداً مورد نظر
vt. فکر کردن یا در نظر گرفتن؛ تصور کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdreams
قسمت سوم فعلdreamed
زمان گذشتهdreamed
جمعdreams
صفت یا فعل حال استمراریdreaming

عبارات و ترکیب‌ها

dream big

رویاپردازی کن

daydreaming

روزگشتن

sweet dreams

رویاهای شیرین

dream job

شغل رویایی

dream world

جهان رویایی

dream of

رویای داشتن

have a dream

یک رویا داشته باش

like a dream

مثل یک رویا

dream about

درباره رویا

in my dream

در رویای من

american dream

رویای آمریکایی

sweet dream

رویای شیرین

fond dream

رویای دلخواه

pipe dream

رویاپردازی بی حاصل

dream team

تیم رویایی

dream up

تصور کردن

impossible dream

رویای غیرممکن

dream house

خانه رویایی

day dream

روزخوابی

dream lover

عشق رویایی

dream away

غرق در رویا

جملات نمونه

it was a dream of a backhand.

این یک رویای یک بک هند بود.

it is Everyman's dream car.

این ماشین رویایی هر کسی است.

I often dream at night.

من اغلب شب‌ها رویایی می‌بینم.

dreaming of a world at peace.

رویای داشتن جهانی در صلح.

I often dream that I can levitate.

من اغلب رویامی‌بینم که می‌توانم معلق شوم.

She dreams to be a stylist.

او رویای تبدیل شدن به یک استایلیست را دارد.

the girl of my dreams .

دختر رویایی من.

maybe you dreamed it.

شاید شما آن را رویابین دیدید.

a dream ticket to the Premier League.

یک بلیط رویایی برای لیگ برتر.

I do not dream nor fable.

من رویایی نمی‌بینم و داستان‌پردازی هم نمی‌کنم.

it was everyone's dream to mix their album in their front room.

رویای همه این بود که آلبوم خود را در اتاق نشیمن خود میکس کنند.

we want to make the dream a reality.

ما می‌خواهیم این رویا را به واقعیت تبدیل کنیم.

she had a recurrent dream about falling.

او رویای تکراری از افتادن داشت.

some romantic dream of country peace.

برخی از افراد رویای صلح روستایی را دارند.

dreams can come true.

رویاها می‌توانند به حقیقت تبدیل شوند.

while dreaming the child wet the bed.

در حالی که کودک رویابین بود، تشک را خیس کرد.

cherish fond dreams of

رویای دلپذیر ... را گرامی بدارید

Her dream came true.

رویای او به حقیقت پیوست.

Hush, the deads are dreaming!!

سکوت کنید، مردگان رویابین هستند!!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید