exotic and faraway locations.
مکانهای عجیب و دورافتاده
faraway mountains and lakes.
کوه ها و دریاچه های دوردست
The story took place in a faraway small village.
داستان در یک روستای کوچک دورافتاده اتفاق افتاد.
she had a strange faraway look in her eyes.
او نگاه دورافتاده و عجیبی به چشمانش داشت.
holidays in faraway places
تعطیلات در مکان های دوردست
Once upon a time in a faraway land there lived a princess in a big castle.
روزی روزگاری در سرزمین دوردست، شاهزاده خانم در قلعه بزرگی زندگی میکرد.
Spacewalking astronauts installed an 88-million-dollar spectrograph designed to detect faint light from faraway quasar .
فضانوردانی که در حال قدم زدن در فضا بودند، یک طیفسنج 88 میلیون دلاری را که برای تشخیص نور ضعیف از کوآسار دور طراحی شده بود، نصب کردند.
exotic and faraway locations.
مکانهای عجیب و دورافتاده
faraway mountains and lakes.
کوه ها و دریاچه های دوردست
The story took place in a faraway small village.
داستان در یک روستای کوچک دورافتاده اتفاق افتاد.
she had a strange faraway look in her eyes.
او نگاه دورافتاده و عجیبی به چشمانش داشت.
holidays in faraway places
تعطیلات در مکان های دوردست
Once upon a time in a faraway land there lived a princess in a big castle.
روزی روزگاری در سرزمین دوردست، شاهزاده خانم در قلعه بزرگی زندگی میکرد.
Spacewalking astronauts installed an 88-million-dollar spectrograph designed to detect faint light from faraway quasar .
فضانوردانی که در حال قدم زدن در فضا بودند، یک طیفسنج 88 میلیون دلاری را که برای تشخیص نور ضعیف از کوآسار دور طراحی شده بود، نصب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید