farmstead

[ایالات متحده]/'fɑːmsted/
[بریتانیا]/'fɑrm'stɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مزرعه و ساختمان‌های آن
Word Forms

جملات نمونه

the other farmsteads had lusty young sons to work the land.

مزرعه‌های دیگر جوانان پرجنب‌وجوش داشتند که برای کار در زمین به آنجا می‌آمدند.

The old farmstead has been in the family for generations.

این مزرعه قدیمی نسل‌ها در خانواده بوده است.

They are planning to renovate the farmstead and turn it into a bed and breakfast.

آنها قصد دارند مزرعه را بازسازی کرده و به یک اقامتگاه و صبحانه تبدیل کنند.

The farmstead is surrounded by acres of lush green fields.

این مزرعه در محاصره مزارع سرسبز وسیع قرار دارد.

The farmstead produces organic vegetables and fruits.

این مزرعه محصولات ارگانیک مانند سبزیجات و میوه‌ها تولید می‌کند.

She grew up on a farmstead in the countryside.

او در مزرعه‌ای در حومه شهر بزرگ شد.

The farmstead was nestled at the foot of a picturesque mountain.

این مزرعه در دامنه یک کوه زیبا قرار داشت.

The farmstead had a charming rustic charm to it.

این مزرعه دارای جذابیت روستایی دلپذیر بود.

The farmstead was equipped with modern amenities despite its traditional appearance.

با وجود ظاهر سنتی، این مزرعه مجهز به امکانات مدرن بود.

The farmstead was a peaceful retreat away from the hustle and bustle of the city.

این مزرعه یک مکان آرامش‌بخش دور از هیاهوی شهر بود.

The farmstead had a well-maintained barn for livestock.

این مزرعه دارای یک طویله خوب نگهداری شده برای دامداری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید