farriery

[ایالات متحده]/ˈfærɪəri/
[بریتانیا]/ˈfɛriəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل سم‌زنی اسب‌ها؛ محلی که در آن اسب‌ها سم‌زنی می‌شوند؛ کارگاهی برای ساخت یا تعمیر نعل اسب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

horse farriery

کوشت‌بازی اسب

farriery services

خدمات سم‌کوبی

farriery techniques

تکنیک‌های سم‌کوبی

farriery tools

ابزارهای سم‌کوبی

farriery training

آموزش سم‌کوبی

farriery profession

حرفه سم‌کوبی

farriery practices

روش‌های سم‌کوبی

farriery skills

مهارت‌های سم‌کوبی

traditional farriery

سم‌کوبی سنتی

modern farriery

سم‌کوبی مدرن

جملات نمونه

farriery is an essential skill for horse owners.

نجارباشی یک مهارت ضروری برای صاحبان اسب است.

many people study farriery to become professionals.

بسیاری از افراد نجاری را برای تبدیل شدن به متخصص مطالعه می کنند.

proper farriery can prevent hoof problems.

نجاری مناسب می تواند از مشکلات پا جلوگیری کند.

she took a course in farriery to improve her skills.

او برای بهبود مهارت های خود در یک دوره نجاری ثبت نام کرد.

understanding the principles of farriery is crucial.

درک اصول نجاری بسیار مهم است.

farriery requires both knowledge and practical experience.

نجاری هم به دانش و هم به تجربه عملی نیاز دارد.

he has a background in farriery and veterinary science.

او دارای سابقه ای در نجاری و علوم دامپزشکی است.

farriery tools must be maintained properly.

ابزار نجاری باید به درستی نگهداری شود.

the art of farriery dates back thousands of years.

هنر نجاری به هزاران سال قبل باز می گردد.

she is passionate about farriery and horse care.

او نسبت به نجاری و مراقبت از اسب ها علاقه مند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید