shoeing horse
کفپا کردن به گاو
shoeing around
کفپا کردن به دور
shoeing off
کفپا کردن از روی
shoeing skills
مهارتهای کفپا کردن
shoeing smith
چکشکار کفپا
shoeing practice
تمرین کفپا کردن
shoeing anvil
کفپا کردن با چکش
shoeing tools
ابزارهای کفپا کردن
shoeing tradition
سنت کفپا کردن
shoeing process
فرآیند کفپا کردن
the farrier was expertly shoeing the thoroughbred.
کفپیچ بهطور حرفهای کف یک گوشتی را در حال پیچ کردن بود.
regular shoeing is essential for maintaining a horse's hoof health.
پیچ کردن منظم برای حفظ سلامت کف گوشتی ضروری است.
after a long ride, the stablehand began shoeing the horses.
پس از یک راند طولانی، کارگر ایستگاه پیچ کردن شروع به پیچ کردن گوشتیها کرد.
he specialized in shoeing draft horses with steel shoes.
او متخصص در پیچ کردن گوشتیهای کشیک با کفهای فولادی بود.
the rhythmic sound of shoeing echoed through the barn.
صوت ریتمیک پیچ کردن از طریق بابهای خانه گوشتی تکان داد.
proper shoeing techniques prevent lameness and injury.
روشهای مناسب پیچ کردن میتواند نقص حرکتی و آسیب را جلوگیری کند.
the vet recommended frequent shoeing for the pony's hooves.
دکتر حیوانات پیشنهاد داد که به طور مکرر کف گوشتی کوچک را پیچ کنید.
he was carefully shoeing the foal, ensuring a perfect fit.
او با دقت کف گوشتی نوزاد را پیچ میکرد و اطمینان حاصل میکرد که تناسب کاملی دارد.
the blacksmith was busy shoeing horses all day long.
کورهکار تمام روز به پیچ کردن گوشتیها مشغول بود.
new shoeing methods are constantly being developed.
روشهای جدید پیچ کردن به طور مداوم توسعه مییابد.
the cost of shoeing can vary depending on the type of shoe.
هزینه پیچ کردن ممکن است بستگی به نوع کف داشته باشد.
shoeing horse
کفپا کردن به گاو
shoeing around
کفپا کردن به دور
shoeing off
کفپا کردن از روی
shoeing skills
مهارتهای کفپا کردن
shoeing smith
چکشکار کفپا
shoeing practice
تمرین کفپا کردن
shoeing anvil
کفپا کردن با چکش
shoeing tools
ابزارهای کفپا کردن
shoeing tradition
سنت کفپا کردن
shoeing process
فرآیند کفپا کردن
the farrier was expertly shoeing the thoroughbred.
کفپیچ بهطور حرفهای کف یک گوشتی را در حال پیچ کردن بود.
regular shoeing is essential for maintaining a horse's hoof health.
پیچ کردن منظم برای حفظ سلامت کف گوشتی ضروری است.
after a long ride, the stablehand began shoeing the horses.
پس از یک راند طولانی، کارگر ایستگاه پیچ کردن شروع به پیچ کردن گوشتیها کرد.
he specialized in shoeing draft horses with steel shoes.
او متخصص در پیچ کردن گوشتیهای کشیک با کفهای فولادی بود.
the rhythmic sound of shoeing echoed through the barn.
صوت ریتمیک پیچ کردن از طریق بابهای خانه گوشتی تکان داد.
proper shoeing techniques prevent lameness and injury.
روشهای مناسب پیچ کردن میتواند نقص حرکتی و آسیب را جلوگیری کند.
the vet recommended frequent shoeing for the pony's hooves.
دکتر حیوانات پیشنهاد داد که به طور مکرر کف گوشتی کوچک را پیچ کنید.
he was carefully shoeing the foal, ensuring a perfect fit.
او با دقت کف گوشتی نوزاد را پیچ میکرد و اطمینان حاصل میکرد که تناسب کاملی دارد.
the blacksmith was busy shoeing horses all day long.
کورهکار تمام روز به پیچ کردن گوشتیها مشغول بود.
new shoeing methods are constantly being developed.
روشهای جدید پیچ کردن به طور مداوم توسعه مییابد.
the cost of shoeing can vary depending on the type of shoe.
هزینه پیچ کردن ممکن است بستگی به نوع کف داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید