farseeingness

[ایالات متحده]//ˌfɑːˈsiːɪŋnəs//
[بریتانیا]//ˌfɑːrˈsiːɪŋnəs//

ترجمه

n. خاصه‌ی دیدبانی‌ی دور؛ پیش‌بینی؛ توانایی پیش‌بینی نیازهای آینده، روندها یا پیامدها؛ تمایل به برنامه‌ریزی در بلند مدت و تصمیم‌گیری با توجه به نتایج آینده.

عبارات و ترکیب‌ها

great farseeingness

پیشبینی خوب

political farseeingness

پیشبینی سیاسی

farseeingness required

نیاز به پیشبینی

lack of farseeingness

کمبود پیشبینی

show farseeingness

نمایش پیشبینی

remarkable farseeingness

پیشبینی قابل توجه

farseeingness and wisdom

پیشبینی و حکمت

strategic farseeingness

پیشبینی استراتژیک

farseeingness needed

پیشبینی مورد نیاز

جملات نمونه

her farseeingness allowed her to anticipate market trends.

پیشبینی روند بازار را برای او ممکن ساخت.

the ceo's farseeingness saved the company from bankruptcy.

پیشبینی مدیرعامل باعث جلوگیری از بیماری شرکت شد.

we need more farseeingness in our political leaders.

ما نیاز به بیشتر پیشبینی در رهبران سیاسی خود داریم.

his farseeingness is a rare quality in business.

پیشبینی او یک کیفیت نادر در کسب و کار است.

the farseeingness of the planners prevented a disaster.

پیشبینی برنامه‌ریزان یک فاجعه را جلوگیری کرد.

she was praised for her farseeingness in making the decision.

او به دلیل پیشبینی در تصمیم‌گیری ستایش شد.

the project failed due to lack of farseeingness.

پروژه به دلیل کمبود پیشبینی ناکام ماند.

his farseeingness enabled him to make profitable investments.

پیشبینی او به او اجازه داد سرمایه‌گذاری سودآور انجام دهد.

the team's farseeingness led to innovative solutions.

پیشبینی تیم منجر به راه‌حل‌های نوآور شد.

farseeingness is essential for long-term success.

پیشبینی برای موفقیت بلندمدت ضروری است.

the manager's farseeingness helped avoid potential problems.

پیشبینی مدیر به جلوگیری از مشکلات احتمالی کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید