long-term

[ایالات متحده]/ˌlɒŋˈtɜːm/
[بریتانیا]/ˌlɔːŋˈtɜːrm/

ترجمه

adj. طولانی مدت
adv. با توجه به یک دوره طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

long-term goals

اهداف بلندمدت

long-term effects

اثرات بلندمدت

long-term plan

برنامه بلندمدت

long-term investment

سرمایه‌گذاری بلندمدت

long-term relationship

رابطه بلندمدت

long-term care

مراقبت‌های بلندمدت

long-term strategy

استراتژی بلندمدت

long-term impact

تاثیر بلندمدت

long-term benefits

مزایای بلندمدت

long-term vision

چشم انداز بلندمدت

جملات نمونه

we need a long-term solution to this problem.

ما به یک راه حل بلندمدت برای این مشکل نیاز داریم.

investing in education is a long-term benefit for society.

سرمایه گذاری در آموزش یک سود بلندمدت برای جامعه است.

the company is focused on long-term growth, not short-term profits.

شرکت بر رشد بلندمدت متمرکز است، نه سودهای کوتاه‌مدت.

it's important to consider the long-term effects of your decisions.

توجه به اثرات بلندمدت تصمیمات شما مهم است.

they have a long-term commitment to environmental sustainability.

آنها تعهد بلندمدتی به پایداری محیط زیست دارند.

this project requires long-term planning and resources.

این پروژه به برنامه ریزی و منابع بلندمدت نیاز دارد.

what are your long-term career goals?

اهداف شغلی بلندمدت شما چیست؟

the long-term impact of climate change is a serious concern.

اثرات بلندمدت تغییرات آب و هوایی یک نگرانی جدی است.

we're building a long-term relationship with our clients.

ما در حال ایجاد یک رابطه بلندمدت با مشتریان خود هستیم.

a long-term savings plan can help you retire comfortably.

یک طرح پس انداز بلندمدت می تواند به شما کمک کند به راحتی بازنشسته شوید.

the study examined the long-term health consequences of smoking.

این مطالعه پیامدهای بهداشتی بلندمدت سیگار کشیدن را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید