fastidiousness

[ایالات متحده]/fas'tidiəsnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دقت، سخت‌گیری
Word Forms

جملات نمونه

Her fastidiousness about cleanliness is well-known among her friends.

توجه او به نظافت در بین دوستانش بسیار مشهور است.

His fastidiousness in choosing the right words makes him a great writer.

کمال‌گرایی او در انتخاب کلمات، او را به یک نویسنده عالی تبدیل می‌کند.

The chef's fastidiousness in selecting ingredients is what makes his dishes stand out.

کمال‌گرایی سرآشپز در انتخاب مواد اولیه، باعث می‌شود غذاهایش از بقیه متمایز باشد.

She showed her fastidiousness by meticulously arranging the flowers in the vase.

او با مرتب کردن دقیق گل‌ها در گلدان، دقت خود را نشان داد.

His fastidiousness in his work leads to high-quality results.

کمال‌گرایی او در کار، منجر به نتایج باکیفیت می‌شود.

The fastidiousness of the interior designer is evident in every detail of the room.

کمال‌گرایی طراح داخلی در هر جزئیات اتاق آشکار است.

She is known for her fastidiousness when it comes to choosing gifts for others.

او به خاطر دقت خود در انتخاب هدیه برای دیگران شناخته شده است.

His fastidiousness in maintaining his car keeps it in top condition.

کمال‌گرایی او در نگهداری ماشینش، آن را در بهترین شرایط نگه می‌دارد.

The fastidiousness of the tailor is evident in the perfectly tailored suit.

کمال‌گرایی خیاط در لباس دوخته شده به طور کامل آشکار است.

Her fastidiousness in organizing events ensures everything runs smoothly.

دقت او در سازماندهی رویدادها تضمین می‌کند که همه چیز به خوبی پیش برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید