fatally

[ایالات متحده]/'feɪtəlɪ/
[بریتانیا]/ˈfetlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور کشنده; متأسفانه; ناگزیر

عبارات و ترکیب‌ها

fatally injured

جان باخته

fatally ill

به شدت بیمار

fatally wounded

به شدت مجروح

fatally flawed

به شدت معیوب

fatally flawed argument

استدلالی که به شدت معیوب است

fatally flawed reasoning

استدلال معیوبی

fatally flawed system

سیستمی که به شدت معیوب است

fatally flawed plan

برنامه‌ای که به شدت معیوب است

fatally flawed strategy

استراتژی که به شدت معیوب است

fatally flawed assumption

فرضی که به شدت معیوب است

جملات نمونه

She was fatally wounded in a car crash.

او در یک تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.

One of the drivers was fatally injured.

یکی از رانندگان به شدت مجروح شد.

Four policemen were fatally shot in the incident.

چهار افسر پلیس در این حادثه به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

a series of fatally flawed judgements

مجموعه‌ای از قضاوت‌های به شدت معیوب

The patient was fatally injured in the car accident.

بیمار در تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.

The soldier was fatally wounded in battle.

سرباز در نبرد به شدت مجروح شد.

The pilot was fatally shot down during the mission.

خلبان در طول ماموریت به شدت سرنگون شد.

The criminal was fatally shot by the police.

جنایتکار توسط پلیس به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

The disease can be fatally contagious if not treated early.

اگر به موقع درمان نشود، این بیماری می‌تواند به شدت مسری باشد.

The building was fatally damaged in the earthquake.

ساختمان در زلزله به شدت آسیب دید.

The fire spread rapidly and fatally engulfed the entire house.

آتش به سرعت گسترش یافت و کل خانه را به شدت در بر گرفت.

The drug overdose fatally affected the young man.

مصرف بیش از حد دارو به طور کشنده بر جوان تأثیر گذاشت.

The venom from the snake bite fatally poisoned the victim.

سم خزه، قربانی را به طور کشنده مسموم کرد.

The criminal's actions fatally harmed the innocent bystander.

اقدامات مجرم به طور کشنده به رهگذر بی‌گناه آسیب رساند.

نمونه‌های واقعی

Early Wednesday three people were shot, two fatally.

در روز چهارشنبه اولی، سه نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، دو نفر به طور کشنده.

منبع: VOA Standard English_Americas

Red tape and cuts have fatally delayed adequate testing.

بوروکراسی و کاهش بودجه به طور کشنده باعث تاخیر در آزمایشات کافی شده است.

منبع: The Economist (Summary)

Over one weekend in Chicago 75 people were shot in separate incidents, 13 of them fatally.

در طول یک آخر هفته در شیکاگو، 75 نفر در حوادث جداگانه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، 13 نفر به طور کشنده.

منبع: The Economist (Summary)

Halyna Hutchins was fatally wounded in October.

هالینا هاتچینز در ماه اکتبر به طور کشنده زخمی شد.

منبع: BBC Listening Compilation February 2022

Our larger hopes in life have been fatally holed.

امیدهای بزرگتر ما در زندگی به طور کشنده سوراخ شده اند.

منبع: The school of life

The suspect who you see without a shirt was fatally shot.

مشتبهی که بدون پیراهن می بینید، به طور کشنده مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

منبع: AP Listening December 2015 Collection

Sadly for Edie...Can I talk to you? ...her timing was fatally flawed.

متاسفانه برای ادی... آیا می توانم با شما صحبت کنم؟ ... زمان او به طور کشنده اشتباه بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Dr. King was fatally shot by petty thief and virulent racist James Earl Ray.

دکتر مارتین لوتر کینگ به طور کشنده توسط جیمز ا Earl ری، یک دزد دریچه ای و نژادپرست متعصب، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

His Administration argues that the deal is fatally flawed because it's not permanent.

اداره او استدلال می کند که این معامله به طور کشنده معیوب است زیرا دائمی نیست.

منبع: Time

Gray was fatally injured while in police custody after he was arrested in April.

گری در حالی که در بازداشت پلیس بود، به طور کشنده مجروح شد، پس از اینکه در ماه آوریل دستگیر شد.

منبع: CNN Selected June 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید