fatally injured
جان باخته
fatally ill
به شدت بیمار
fatally wounded
به شدت مجروح
fatally flawed
به شدت معیوب
fatally flawed argument
استدلالی که به شدت معیوب است
fatally flawed reasoning
استدلال معیوبی
fatally flawed system
سیستمی که به شدت معیوب است
fatally flawed plan
برنامهای که به شدت معیوب است
fatally flawed strategy
استراتژی که به شدت معیوب است
fatally flawed assumption
فرضی که به شدت معیوب است
She was fatally wounded in a car crash.
او در یک تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.
One of the drivers was fatally injured.
یکی از رانندگان به شدت مجروح شد.
Four policemen were fatally shot in the incident.
چهار افسر پلیس در این حادثه به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
a series of fatally flawed judgements
مجموعهای از قضاوتهای به شدت معیوب
The patient was fatally injured in the car accident.
بیمار در تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.
The soldier was fatally wounded in battle.
سرباز در نبرد به شدت مجروح شد.
The pilot was fatally shot down during the mission.
خلبان در طول ماموریت به شدت سرنگون شد.
The criminal was fatally shot by the police.
جنایتکار توسط پلیس به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
The disease can be fatally contagious if not treated early.
اگر به موقع درمان نشود، این بیماری میتواند به شدت مسری باشد.
The building was fatally damaged in the earthquake.
ساختمان در زلزله به شدت آسیب دید.
The fire spread rapidly and fatally engulfed the entire house.
آتش به سرعت گسترش یافت و کل خانه را به شدت در بر گرفت.
The drug overdose fatally affected the young man.
مصرف بیش از حد دارو به طور کشنده بر جوان تأثیر گذاشت.
The venom from the snake bite fatally poisoned the victim.
سم خزه، قربانی را به طور کشنده مسموم کرد.
The criminal's actions fatally harmed the innocent bystander.
اقدامات مجرم به طور کشنده به رهگذر بیگناه آسیب رساند.
Early Wednesday three people were shot, two fatally.
در روز چهارشنبه اولی، سه نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، دو نفر به طور کشنده.
منبع: VOA Standard English_AmericasRed tape and cuts have fatally delayed adequate testing.
بوروکراسی و کاهش بودجه به طور کشنده باعث تاخیر در آزمایشات کافی شده است.
منبع: The Economist (Summary)Over one weekend in Chicago 75 people were shot in separate incidents, 13 of them fatally.
در طول یک آخر هفته در شیکاگو، 75 نفر در حوادث جداگانه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، 13 نفر به طور کشنده.
منبع: The Economist (Summary)Halyna Hutchins was fatally wounded in October.
هالینا هاتچینز در ماه اکتبر به طور کشنده زخمی شد.
منبع: BBC Listening Compilation February 2022Our larger hopes in life have been fatally holed.
امیدهای بزرگتر ما در زندگی به طور کشنده سوراخ شده اند.
منبع: The school of lifeThe suspect who you see without a shirt was fatally shot.
مشتبهی که بدون پیراهن می بینید، به طور کشنده مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
منبع: AP Listening December 2015 CollectionSadly for Edie...Can I talk to you? ...her timing was fatally flawed.
متاسفانه برای ادی... آیا می توانم با شما صحبت کنم؟ ... زمان او به طور کشنده اشتباه بود.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4Dr. King was fatally shot by petty thief and virulent racist James Earl Ray.
دکتر مارتین لوتر کینگ به طور کشنده توسط جیمز ا Earl ری، یک دزد دریچه ای و نژادپرست متعصب، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
منبع: VOA Daily Standard April 2018 CollectionHis Administration argues that the deal is fatally flawed because it's not permanent.
اداره او استدلال می کند که این معامله به طور کشنده معیوب است زیرا دائمی نیست.
منبع: TimeGray was fatally injured while in police custody after he was arrested in April.
گری در حالی که در بازداشت پلیس بود، به طور کشنده مجروح شد، پس از اینکه در ماه آوریل دستگیر شد.
منبع: CNN Selected June 2015 Collectionfatally injured
جان باخته
fatally ill
به شدت بیمار
fatally wounded
به شدت مجروح
fatally flawed
به شدت معیوب
fatally flawed argument
استدلالی که به شدت معیوب است
fatally flawed reasoning
استدلال معیوبی
fatally flawed system
سیستمی که به شدت معیوب است
fatally flawed plan
برنامهای که به شدت معیوب است
fatally flawed strategy
استراتژی که به شدت معیوب است
fatally flawed assumption
فرضی که به شدت معیوب است
She was fatally wounded in a car crash.
او در یک تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.
One of the drivers was fatally injured.
یکی از رانندگان به شدت مجروح شد.
Four policemen were fatally shot in the incident.
چهار افسر پلیس در این حادثه به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
a series of fatally flawed judgements
مجموعهای از قضاوتهای به شدت معیوب
The patient was fatally injured in the car accident.
بیمار در تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.
The soldier was fatally wounded in battle.
سرباز در نبرد به شدت مجروح شد.
The pilot was fatally shot down during the mission.
خلبان در طول ماموریت به شدت سرنگون شد.
The criminal was fatally shot by the police.
جنایتکار توسط پلیس به شدت مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
The disease can be fatally contagious if not treated early.
اگر به موقع درمان نشود، این بیماری میتواند به شدت مسری باشد.
The building was fatally damaged in the earthquake.
ساختمان در زلزله به شدت آسیب دید.
The fire spread rapidly and fatally engulfed the entire house.
آتش به سرعت گسترش یافت و کل خانه را به شدت در بر گرفت.
The drug overdose fatally affected the young man.
مصرف بیش از حد دارو به طور کشنده بر جوان تأثیر گذاشت.
The venom from the snake bite fatally poisoned the victim.
سم خزه، قربانی را به طور کشنده مسموم کرد.
The criminal's actions fatally harmed the innocent bystander.
اقدامات مجرم به طور کشنده به رهگذر بیگناه آسیب رساند.
Early Wednesday three people were shot, two fatally.
در روز چهارشنبه اولی، سه نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، دو نفر به طور کشنده.
منبع: VOA Standard English_AmericasRed tape and cuts have fatally delayed adequate testing.
بوروکراسی و کاهش بودجه به طور کشنده باعث تاخیر در آزمایشات کافی شده است.
منبع: The Economist (Summary)Over one weekend in Chicago 75 people were shot in separate incidents, 13 of them fatally.
در طول یک آخر هفته در شیکاگو، 75 نفر در حوادث جداگانه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، 13 نفر به طور کشنده.
منبع: The Economist (Summary)Halyna Hutchins was fatally wounded in October.
هالینا هاتچینز در ماه اکتبر به طور کشنده زخمی شد.
منبع: BBC Listening Compilation February 2022Our larger hopes in life have been fatally holed.
امیدهای بزرگتر ما در زندگی به طور کشنده سوراخ شده اند.
منبع: The school of lifeThe suspect who you see without a shirt was fatally shot.
مشتبهی که بدون پیراهن می بینید، به طور کشنده مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
منبع: AP Listening December 2015 CollectionSadly for Edie...Can I talk to you? ...her timing was fatally flawed.
متاسفانه برای ادی... آیا می توانم با شما صحبت کنم؟ ... زمان او به طور کشنده اشتباه بود.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4Dr. King was fatally shot by petty thief and virulent racist James Earl Ray.
دکتر مارتین لوتر کینگ به طور کشنده توسط جیمز ا Earl ری، یک دزد دریچه ای و نژادپرست متعصب، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
منبع: VOA Daily Standard April 2018 CollectionHis Administration argues that the deal is fatally flawed because it's not permanent.
اداره او استدلال می کند که این معامله به طور کشنده معیوب است زیرا دائمی نیست.
منبع: TimeGray was fatally injured while in police custody after he was arrested in April.
گری در حالی که در بازداشت پلیس بود، به طور کشنده مجروح شد، پس از اینکه در ماه آوریل دستگیر شد.
منبع: CNN Selected June 2015 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید