mortally

[ایالات متحده]/'mɔ:təli/
[بریتانیا]/ˈm ɔrt l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز کشنده‌ای; به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

mortally wounded

زخمی به شدت

mortally ill

بیمار به شدت

mortally afraid

بشدت می‌ترسید

جملات نمونه

He is mortally jealous.

او به شدت حسود است.

The soldier is mortally wounded.

سرباز به شدت مجروح شده است.

the gunner was mortally wounded.

تیرانداز به شدت مجروح شد.

He was mortally offended by your remarks.

او به شدت از صحبت های شما ناراحت شد.

I expected him to be mortally offended.

انتظار داشتم او به شدت ناراحت شود.

He was mortally wounded in the battle.

او در نبرد به شدت مجروح شد.

The disease left him mortally ill.

بیماری او را به شدت بیمار کرد.

She was mortally afraid of spiders.

او به شدت از عنکبوت ها می ترسید.

The criminal was mortally wounded during the shootout.

جنایتکار در تیراندازی به شدت مجروح شد.

The patient was mortally ill and needed immediate medical attention.

بیمار به شدت بیمار بود و به مراقبت های پزشکی فوری نیاز داشت.

The knight was mortally wounded by the enemy's sword.

شوالیه به شدت توسط شمشیر دشمن مجروح شد.

The poison was so potent that it could mortally harm anyone who ingested it.

سم آنقدر قوی بود که می توانست هر کسی که آن را مصرف کند به شدت آسیب برساند.

The mortally wounded animal was in great pain.

حیوان مجروح به شدت در درد بود.

The soldier was mortally afraid of failing his mission.

سرباز از شکستن مأموریت خود به شدت می ترسید.

The news of the accident left her mortally shocked.

خبر حادثه او را به شدت شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید