fatherly

[ایالات متحده]/'fɑːðəlɪ/
[بریتانیا]/'fɑðɚli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پدرگونه یا شبیه پدر؛ مهربان و حمایتگر، مانند یک پدر

عبارات و ترکیب‌ها

fatherly love

عشق پدری

fatherly advice

مشاوره پدرانه

fatherly figure

شخصیت پدرانه

fatherly protection

حمایت پدرانه

fatherly pride

افتخار پدرانه

fatherly guidance

راهنمایی پدرانه

fatherly support

حمایت پدرانه

جملات نمونه

a fatherly peck on the cheek .

یک بوسه پدری روی گونه.

he gave me such a kind and fatherly look.

او نگاهی بسیار مهربانانه و پدری به من داد.

I'd like to give you some fatherly advice.

می‌خواهم چند توصیه پدری به شما بدهم.

He was a fatherly shoulder to cry on when things went wrong.

وقتی کارها به هم ریخت، او شانه ای برای گریه کردن بود.

He displayed a fatherly concern for his employees.

او نگرانی پدری نسبت به کارمندان خود نشان داد.

The fatherly advice he gave me was very helpful.

توصیه های پدری که به من داد بسیار مفید بود.

She sought a fatherly figure in her mentor.

او به دنبال چهره ای پدری در مربی خود بود.

His fatherly instincts kicked in when he saw the child in danger.

وقتی کودک را در خطر دید، غرایز پدری او فعال شد.

The teacher had a warm, fatherly smile.

معلم لبخندی گرم و پدری داشت.

He offered me a fatherly hug when I was feeling down.

وقتی احساس ناراحتی می کردم، او به من یک آغوش پدری داد.

His fatherly presence brought comfort to the family.

حضور پدری او آرامش را به خانواده آورد.

The fatherly tone in his voice reassured her.

لحن پدری در صدای او او را آرام کرد.

She appreciated his fatherly guidance in times of need.

او از راهنمایی های پدری او در مواقع ضروری قدردانی کرد.

He had a fatherly pride in his children's accomplishments.

او به دستاوردهای فرزندانش افتخار پدری می کرد.

نمونه‌های واقعی

Give him some fatherly advice, Kevin.

لطفاً به کاوین توصیه های پدرانه بدهید.

منبع: Our Day Season 2

Fudge had then patted the shoulder of the still-dumbstruck Prime Minister in a fatherly sort of way.

فدج سپس به روشی پدرانه شانه‌ نخست‌وزیر شوکه شده را نوازش کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

The fatherly voice broke more than once, which only seemed to make the service more beautiful and solemn.

صدای پدرانه بیش از یک بار شکست، که به نظر می‌رسید فقط این سرویس را زیباتر و با شکوه تر می‌کند.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

At home you have to be fatherly figure, but Dubai's been great, it's giving me a lot of opportunity.

در خانه باید چهره‌ای پدرانه باشید، اما دبی عالی بوده است، فرصت‌های زیادی به من می‌دهد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

D'you have any fatherly advice for me?

آیا توصیه پدرانه ای برای من دارید؟

منبع: Misfits Season 4

Old-school thinking and fatherly bias clouded my judgment.

تفکر قدیمی و تعصب پدرانه قضاوت من را مخدوش کرد.

منبع: Gossip Girl Season 1

So, that's what fatherly advice is like.

بنابراین، توصیه های پدرانه چگونه هستند.

منبع: Prison Break Season 1

How was it that fatherly feeling had died out of her father's heart?

چگونه احساس پدرانه از قلب پدرش از بین رفته بود؟

منبع: Eugénie Grandet

And he's the only person speaking about the pandemic in a fatherly way.

و او تنها کسی است که در مورد همه‌گیری به روشی پدرانه صحبت می‌کند.

منبع: Sway

Thanks for the fatherly advice. Makes me feel warm inside.

ممنون برای توصیه های پدرانه. باعث می شود احساس گرما کنم.

منبع: Misfits Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید