fatness

[ایالات متحده]/'fætnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقی؛ چربی؛ باروری
Word Forms
جمعfatnesses

جملات نمونه

If you can do more exercises and kose some weight, I bekieve you can be heakthy again very soon;fat kiver normakky comes with fatness and kack of exercise.

اگر بتوانید بیشتر ورزش کنید و کمی وزن کم کنید، من معتقدم که شما می‌توانید خیلی زود دوباره سالم شوید؛ تجمع چربی به طور معمول با چاقی و کمبود ورزش همراه است.

Obesity is a serious health issue related to excessive fatness.

چاقی یک مشکل جدی سلامتی است که با چربی بیش از حد مرتبط است.

Regular exercise can help reduce fatness and improve overall health.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش چربی و بهبود سلامت کلی کمک کند.

Unhealthy eating habits can contribute to the accumulation of fatness in the body.

عادات غذایی نامناسب می‌توانند به تجمع چربی در بدن کمک کنند.

Body fatness can be measured using various methods such as BMI and skinfold measurements.

می‌توان چربی بدن را با استفاده از روش‌های مختلف مانند BMI و اندازه‌گیری‌های چین پوستی اندازه‌گیری کرد.

Genetics can play a role in determining an individual's tendency towards fatness.

ژنتیک می‌تواند در تعیین تمایل یک فرد به چاقی نقش داشته باشد.

Excessive fatness can increase the risk of developing chronic diseases like diabetes and heart disease.

چربی بیش از حد می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن مانند دیابت و بیماری‌های قلبی را افزایش دهد.

Weight management programs often focus on reducing fatness while maintaining muscle mass.

برنامه‌های مدیریت وزن اغلب بر کاهش چربی در حالی که توده عضلانی را حفظ می‌کنند، تمرکز می‌کنند.

A balanced diet is essential for managing fatness and promoting overall well-being.

یک رژیم غذایی متعادل برای مدیریت چربی و ارتقای سلامت کلی ضروری است.

Regular monitoring of fatness levels can help individuals track their progress towards weight management goals.

نظارت منظم بر سطح چربی می‌تواند به افراد کمک کند تا پیشرفت خود را در جهت اهداف مدیریت وزن پیگیری کنند.

Physical activity is crucial for reducing fatness and maintaining a healthy body composition.

فعالیت بدنی برای کاهش چربی و حفظ ترکیب بدنی سالم بسیار مهم است.

نمونه‌های واقعی

His fatness renders him unable to touch his toes.

چاقی او باعث می‌شود نتواند انگشتان پا را لمس کند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Doesn't a wallet — that time-honoured Friday-night feeling of pleasing, promising fatness — represent something that matters?

آیا کیف پول - آن احساس خوشایند و امیدوارکننده چاقی در شب‌های جمعه دیرینه - نشان‌دهنده چیزی مهم نیست؟

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

You've also got umami and you've got fatness from coconut. It literally ticks all of the boxes on paper.

شما همچنین اومامی دارید و چربی از نارگیل دارید. این واقعاً همه موارد را روی کاغذ بررسی می‌کند.

منبع: Gourmet Base

Like the helicopter. - And mom's fatness.

مثل هلیکوپتر. - و چاقی مادر.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 2

People tend to think of fatness as an indicator of laziness, of over-indulgence, of a lack of moral fibre, an unwillingness to take hold of your own life.

مردم معمولاً چاقی را نشانه‌ای از تنبلی، غرق شدن بیش از حد، فقدان اخلاق و عدم تمایل به کنترل زندگی خود می‌دانند.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید