bulkiness

[ایالات متحده]/ˈbʊlkɪnəs/
[بریتانیا]/ˈbʌlkɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بزرگ یا حجیم بودن در اندازه و حجم؛ احساس سنگینی یا ناهنجاری ناشی از حجیم بودن چیزی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bulkiness issue

مشکل حجیم بودن

bulkiness factor

ضریب حجیم بودن

bulkiness reduction

کاهش حجیم بودن

bulkiness challenge

چالش حجیم بودن

bulkiness concern

نگرانی حجیم بودن

bulkiness limit

حد حجیم بودن

bulkiness problem

مشکل حجیم بودن

bulkiness design

طراحی حجیم بودن

bulkiness measurement

اندازه گیری حجیم بودن

bulkiness assessment

ارزیابی حجیم بودن

جملات نمونه

the bulkiness of the package made it difficult to carry.

حجم زیاد بسته حمل آن را دشوار می‌کرد.

she struggled with the bulkiness of her winter coat.

او در مقابله با حجم زیاد کاپشن زمستانی‌اش دچار مشکل شد.

the bulkiness of the furniture made it hard to rearrange the room.

حجم زیاد مبلمان جابجایی اتاق را دشوار می‌کرد.

despite its bulkiness, the device was surprisingly easy to use.

با وجود حجم زیادش، دستگاه به طرز شگفت‌انگیزی استفاده آسانی داشت.

he didn't mind the bulkiness of the backpack during the hike.

او در طول پیاده‌روی، حجم زیاد کوله‌پشتی برایش مهم نبود.

the bulkiness of the old television made it hard to fit in the new setup.

حجم زیاد تلویزیون قدیمی جا دادن آن در تنظیمات جدید را دشوار می‌کرد.

her bulkiness was a result of her muscle gain from working out.

حجم زیاد او نتیجه افزایش حجم عضلاتش از طریق ورزش بود.

many people dislike the bulkiness of traditional laptops.

بسیاری از مردم از حجم زیاد لپ‌تاپ‌های سنتی ناراضی هستند.

the bulkiness of the equipment required a larger storage space.

حجم زیاد تجهیزات به فضای ذخیره‌سازی بزرگتری نیاز داشت.

she found the bulkiness of the book to be quite intimidating.

او حجم زیاد کتاب را بسیار ترسناک می‌یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید