fattened cattle
گاوهای چاق
fattened livestock
دامهای چاق
fattened birds
پرندگان چاق
fattened fish
ماهیهای چاق
fattened pigs
خوکهای چاق
fattened sheep
گوسفندان چاق
fattened geese
غازهای چاق
fattened ducks
اردکهای چاق
fattened animals
حیوانات چاق
fattened game
حیوانی که برای شکار پرورش داده شده
the farmer has fattened the cattle for market.
کشاورز گاوها را برای بازار چاق کرده است.
they have fattened their pigs with special feed.
آنها خوکهای خود را با غذای خاص چاق کردهاند.
she has fattened up over the winter months.
او در طول ماههای زمستان چاق شده است.
he prefers fattened fish for his culinary dishes.
او ماهیهای چاق را برای غذاهای آشپزی خود ترجیح میدهد.
the company has fattened its profits this quarter.
شرکت توانسته است سود خود را در این فصل افزایش دهد.
they fattened the geese for making foie gras.
آنها غازها را برای تهیه فوآ گراس چاق کردند.
the chef recommends fattened duck for the recipe.
آشپز اردک چاق را برای دستور غذا توصیه میکند.
children are often fattened up during the holidays.
در تعطیلات، کودکان اغلب چاق میشوند.
many animals are fattened before the winter.
بسیاری از حیوانات قبل از زمستان چاق میشوند.
he has fattened his bank account through smart investments.
او با سرمایهگذاریهای هوشمندانه حساب بانکی خود را چاق کرده است.
fattened cattle
گاوهای چاق
fattened livestock
دامهای چاق
fattened birds
پرندگان چاق
fattened fish
ماهیهای چاق
fattened pigs
خوکهای چاق
fattened sheep
گوسفندان چاق
fattened geese
غازهای چاق
fattened ducks
اردکهای چاق
fattened animals
حیوانات چاق
fattened game
حیوانی که برای شکار پرورش داده شده
the farmer has fattened the cattle for market.
کشاورز گاوها را برای بازار چاق کرده است.
they have fattened their pigs with special feed.
آنها خوکهای خود را با غذای خاص چاق کردهاند.
she has fattened up over the winter months.
او در طول ماههای زمستان چاق شده است.
he prefers fattened fish for his culinary dishes.
او ماهیهای چاق را برای غذاهای آشپزی خود ترجیح میدهد.
the company has fattened its profits this quarter.
شرکت توانسته است سود خود را در این فصل افزایش دهد.
they fattened the geese for making foie gras.
آنها غازها را برای تهیه فوآ گراس چاق کردند.
the chef recommends fattened duck for the recipe.
آشپز اردک چاق را برای دستور غذا توصیه میکند.
children are often fattened up during the holidays.
در تعطیلات، کودکان اغلب چاق میشوند.
many animals are fattened before the winter.
بسیاری از حیوانات قبل از زمستان چاق میشوند.
he has fattened his bank account through smart investments.
او با سرمایهگذاریهای هوشمندانه حساب بانکی خود را چاق کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید