enlarged

[ایالات متحده]/in'lɑ:dʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گسترش یافته؛ افزایش یافته؛ گسترش یافته
v. بزرگتر کردن؛ افزایش دادن.
Word Forms
زمان گذشتهenlarged
قسمت سوم فعلenlarged

عبارات و ترکیب‌ها

enlarged meeting

جلسه توسعه‌یافته

enlarged scale

مقیاس توسعه‌یافته

enlarged view

دید توسعه‌یافته

جملات نمونه

enlarged upon the plan.

بزرگتر شدن بر اساس طرح

in these snakes the rostral shield is enlarged and flattened.

در این مارها، سپر روستر بزرگ و مسطح است.

The castle was enlarged considerably in the fifteenth century.

قلعه در قرن پانزدهم به طور قابل توجهی بزرگتر شد.

The landowner enlarged her property by repeated purchases.

مالک زمین با خرید های مکرر، ملک خود را بزرگتر کرد.

the station was remodelled and enlarged in 1927.

ایستگاه در سال 1927 بازسازی و بزرگتر شد.

The balloon enlarged as we pumped air into it.

بادکنک با پمپاژ هوا به آن، بزرگتر شد.

The aerarian auspice appear scarcity and indeterminacy while the other public department ’s effect is enlarged constantly.

اثر بخش دیگر اداره عمومی به طور مداوم بزرگتر می شود در حالی که نشانه‌های اقتصادی کمبود و عدم قطعیت وجود دارد.

involucre lobes 5, reticulate-venose, enlarged and membranous after flowering.

لوب های غلاف پوششی 5، ریشه دار، بزرگ و غشایی پس از گلدهی.

anterior teeth Enlarged, tall, narrow-rooted oral teeth near the symphysis, often with lingually curved cusps.

دندان های جلویی بزرگ، بلند، ریشه باریک، دندان های دهانی نزدیک سیمفیز، اغلب با نوک دندان های منحنی به سمت زبان.

The Long Island, and her sister, the Mercer Island, are enlarged, Metalclad descendants of the Akron and Macon.

جزیره لانگ، و خواهرش جزیره مرسر، نوادگان بزرگتر و با پوشش فلزی اکِرون و میسون هستند.

As a whole the variation trend was that the area of cultivated land, forest, town (city) was increased greatly, the water area was enlarged, but the grassland and badland was decreased.

به طور کلی روند تغییرات به گونه‌ای بود که مساحت زمین‌های کشاورزی، جنگل و شهر به طور قابل توجهی افزایش یافت، مساحت آبگرفتگی گسترش یافت، اما مساحت مراتع و زمین‌های غیرقابل کشت کاهش یافت.

Petals white, obovate or subround, base cuneate, apex notched with small incurved lobule, outer petals in umbellule sometimes enlarged (radiant).

گلبرگ ها سفید، تخم مرغی یا تقریباً گرد، پایه هرمی، نوک دندانه دار با لوبک کوچک و معکوس، گلبرگ های بیرونی در چترک گاهی بزرگ (درخشان).

Methods Pripheral blood analysis was done in all 20 cases with fever, angina, enlarged lymph nodes and enlargement of liver and spleen. Heterophil agglutination test was done in 15 of these 20 cases.

روش: در تمام 20 مورد با تب، آنژین، بزرگ شدن غدد لنفاوی و بزرگ شدن کبد و طحال، آنالیز خون محیطی انجام شد. در 15 مورد از این 20 مورد، تست هموآگلوتیناسیون هتروفیل انجام شد.

1 Leaf blade palmately parted (simple or compound); plants perennial; petals not enlarged distally; seeds narrowly winged along angles, or transversely rugose or squamulose winged.

۱ تیغه برگ به صورت دندانه ای تقسیم شده (ساده یا مرکب); گیاهان چند ساله; گلبرگ ها به طور انتهایی بزرگ نشده اند; دانه ها به طور باریک بالدار در امتداد زوایا، یا به صورت فرورفته یا فلسی بالدار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید