faucet

[ایالات متحده]/ˈfɔːsɪt/
[بریتانیا]/ˈfɔːsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای کنترل جریان مایع از یک لوله؛ یک شیر یا نازل برای کشیدن آب
Word Forms
جمعfaucets

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen faucet

شیر آب آشپزخانه

bathroom faucet

شیر آب حمام

faucet handle

دسته شیر

faucet leak

نشتی شیر

faucet aerator

اِرِیتور شیر

faucet installation

نصب شیر

faucet repair

تعمیر شیر

faucet filter

فیلتر شیر

faucet type

نوع شیر

faucet style

سبک شیر

جملات نمونه

the faucet is leaking water.

چشمه آب نشتی دارد.

can you turn off the faucet?

می‌توانی شیر آب را ببندی؟

i need to fix the faucet in the kitchen.

من باید شیر آب را در آشپزخانه تعمیر کنم.

make sure the faucet is tightly closed.

مطمئن شوید شیر آب به خوبی بسته شده است.

the new faucet looks very stylish.

شیر آب جدید بسیار شیک به نظر می‌رسد.

she installed a new faucet in the bathroom.

او یک شیر آب جدید در حمام نصب کرد.

don't forget to turn on the faucet before washing your hands.

قبل از شستن دست‌هایتان فراموش نکنید شیر آب را باز کنید.

the faucet has a temperature control feature.

شیر آب دارای ویژگی کنترل دما است.

he replaced the old faucet with a modern one.

او شیر آب قدیمی را با یک شیر آب مدرن جایگزین کرد.

there was a problem with the hot water faucet.

مشکلی در شیر آب گرم وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید