faultinesses

[ایالات متحده]/ˈfɔːltɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔltɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نداشتن کمال یا معیوب بودن؛ حالت قابل سرزنش بودن یا داشتن نقص‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

faultinesses detected

عیوب شناسایی شده

faultinesses identified

عیوب شناسایی شده

faultinesses reported

گزارش اشکالات

faultinesses analyzed

تجزیه و تحلیل نقص‌ها

faultinesses resolved

حل مشکلات

faultinesses addressed

رسیدگی به نقص‌ها

faultinesses reviewed

بررسی نقص‌ها

faultinesses minimized

کاهش نقص‌ها

faultinesses examined

بررسی نقص‌ها

faultinesses evaluated

ارزیابی نقص‌ها

جملات نمونه

we need to address the faultinesses in our system.

ما باید به مشکلات سیستم خود رسیدگی کنیم.

the faultinesses of the equipment led to project delays.

مشکلات تجهیزات منجر به تاخیر در پروژه شد.

identifying faultinesses early can save time and money.

تشخیص مشکلات در مراحل اولیه می تواند در زمان و هزینه صرفه جویی کند.

faultinesses in the design were discovered during testing.

مشکلات در طراحی در طول آزمایش کشف شد.

we conducted a thorough review to find any faultinesses.

ما یک بررسی کامل انجام دادیم تا هرگونه مشکل را پیدا کنیم.

the report highlighted several faultinesses in the process.

گزارش چندین مشکل در فرآیند را برجسته کرد.

addressing faultinesses is crucial for improving quality.

رسیدگی به مشکلات برای بهبود کیفیت بسیار مهم است.

we need a plan to rectify the identified faultinesses.

ما به یک برنامه برای رفع مشکلات شناسایی شده نیاز داریم.

training can help reduce faultinesses in production.

آموزش می تواند به کاهش مشکلات در تولید کمک کند.

regular maintenance can prevent faultinesses from occurring.

تعویض منظم می تواند از بروز مشکلات جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید