promising

[ایالات متحده]/ˈprɒmɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɑːmɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از پتانسیل، نشان دهنده نشانه‌هایی از موفقیت آینده
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpromising

عبارات و ترکیب‌ها

a promising future

یک آینده امیدوارکننده

show promising results

نشان دادن نتایج امیدوارکننده

a promising start

یک شروع امیدوارکننده

promising future

آینده امیدوارکننده

promising market

بازار امیدوارکننده

جملات نمونه

a promising film actor.

یک بازیگر فیلم امیدوارکننده

a promising start to the season.

یک شروع امیدوارکننده برای فصل

a promising iron deposit

یک رسوب آهن امیدوارکننده

a nationwide pool of promising high-school students.

یک منبع سراسری از دانش آموزان دبیرستانی امیدوارکننده

followed a promising lead in the murder case.

پیگیری یک سرنخ امیدوارکننده در پرونده قتل

fellowships securable by promising college graduates

بورسیه‌هایی که می‌توانند توسط فارغ‌التحصیلان ممتاز دانشگاهی به دست آیند

We have found a promising iron deposit.

ما یک رسوب آهن امیدوارکننده پیدا کرده ایم.

doormen bark at passers-by, promising hot girls and cold beer.

نگهبانان به رهگذران زوزه می‌کشیدند و دختران داغ و آبجو سرد پیشنهاد می‌دادند.

the promising opening soon snarls up in a mess of motives.

آغاز امیدوارکننده به زودی درهم گره می خورد و درهم و برهم می شود.

he made a promising start, but faded down the stretch.

او شروع امیدوارکننده ای داشت، اما در طول مسیر کم سو شد.

Therefore bombesin has become a promising target of anti-tumor therapy.

بنابراین بمبسین به یک هدف امیدوارکننده برای درمان ضد تومور تبدیل شده است.

All promising young cricketers would like to play for England.

همه بازیکنان کریکت جوان امیدوار می‌خواهند برای انگلیس بازی کنند.

several times promising movements failed for want of a penetrative final pass.

چندین بار تلاش‌های امیدوارکننده به دلیل عدم پاس نهایی نفوذی شکست خوردند.

he tidied up the sitting room, promising himself an early night.

او اتاق نشیمن را مرتب کرد و به خودش قول داد که شب زودتر بخوابد.

why has he thrown up a promising career in politics?.

چرا او یک شغل امیدوارکننده در سیاست را کنار گذاشته است؟

Our first experiment was a blind alley, but the second one gave us very promising results.

اولین آزمایش ما یک بن‌بست بود، اما دومین آزمایش نتایج بسیار امیدوارکننده‌ای به ما داد.

The President had backed himself into a corner by promising not to raise taxes.

رئیس جمهور با قول ندادن به افزایش مالیات خود را در یک گوشه گیر کرد.

He tried to take the edge off the bad news by promising to help them in their difficulties.

او برای کاهش اثرات منفی خبر بد قول شد که به آنها در مشکلاتشان کمک کند.

prelaw, star of the tennis team, a very promising young woman.

پیش از قانون، ستاره تیم تنیس، یک زن جوان بسیار امیدوارکننده.

The atomic artillery gun is one of the most promising items in Uncle Sam's stable of superweapon.

توپخانه اتمی یکی از امیدوار کننده ترین اقلام در انباری سلاح های فوق العاده سام عمه است.

نمونه‌های واقعی

Another example, the initial business plan seemed very promising.

به عنوان یک نمونه دیگر، طرح کسب و کار اولیه بسیار امیدوار کننده به نظر می رسید.

منبع: Learn techniques from Lucy.

They might also be promising for other disease treatments.

ممکن است برای درمان سایر بیماری ها نیز امیدوار کننده باشند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2021 Collection

ABI's Willy Buholzer called the business " very promising."

ویلی بوهولزِر از ABI کسب‌وکار را "بسیار امیدوارکننده" توصیف کرد.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

DeSantis who grabbed the second-place finish is promising his voters.

دِسانتیس که مقام دوم را کسب کرد، به رای‌دهندگان خود قول داده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Since the 1950s, people have been promising to make paralyzed people walk.

از دهه 1950، مردم وعده داده‌اند که به افراد فلج اجازه دهند راه بروند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

But for the mice, the results were definitely promising.

اما برای موش‌ها، نتایج قطعا امیدوارکننده بودند.

منبع: Scishow Selected Series

And although results have been promising so far, these treatments are not a cure.

و اگرچه تا کنون نتایج امیدوارکننده بوده اند، این درمان ها درمان نیستند.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

It's an issue Nigerian authorities have been promising to address for many years.

این موضوعی است که مقامات نیجریه قول داده‌اند سال‌ها به آن رسیدگی کنند.

منبع: VOA Standard English_Africa

The national economic planning agency is also promising full protection for intellectual property rights.

آژانس برنامه ریزی اقتصادی ملی همچنین قول داده است که از حقوق مالکیت معنوی به طور کامل محافظت کند.

منبع: CRI Online March 2018 Collection

The initial business plan seemed very promising; however, the profit margins proved to be unattainable.

برنامه کسب و کار اولیه بسیار امیدوارکننده به نظر می رسید؛ با این حال، حاشیه سود غیرقابل دستیابی ثابت شد.

منبع: Learn techniques from Lucy.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید