fearing

[ایالات متحده]/ˈfɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری ترس؛ نگران بودن؛ احترام گذاشتن به؛ احساس ترس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fearing the worst

ترس از بدترین

fearing for life

ترس برای زندگی

fearing the unknown

ترس از ناشناخته‌ها

fearing rejection

ترس از طرد شدن

fearing failure

ترس از شکست

fearing change

ترس از تغییر

fearing the future

ترس از آینده

fearing conflict

ترس از درگیری

fearing loss

ترس از دست دادن

fearing intimacy

ترس از صمیمیت

جملات نمونه

fearing the worst, she prepared for the unexpected.

با ترس از بدترین حالت، او خود را برای غیرمنتظره آماده کرد.

he was fearing rejection when he asked her out.

او از طرد شدن می‌ترسید وقتی از او خواستگاری کرد.

fearing for their safety, they chose to stay indoors.

با ترس از امنیت آنها، آنها تصمیم گرفتند در داخل خانه بمانند.

she was fearing the consequences of her actions.

او از عواقب اعمال خود می‌ترسید.

fearing change, he resisted new opportunities.

با ترس از تغییر، او فرصت‌های جدید را تحمل نکرد.

fearing that he might fail, he studied hard.

با ترس از شکست خوردن، او سخت درس خواند.

she sat in silence, fearing what he might say.

او در سکوت نشست و از حرف‌هایش می‌ترسید.

fearing the storm, they canceled their plans.

با ترس از طوفان، آنها برنامه‌های خود را لغو کردند.

he was fearing the judgment of his peers.

او از قضاوت همسالانش می‌ترسید.

fearing the unknown, she hesitated to move forward.

با ترس از ناشناخته‌ها، او برای پیشروی مردد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید