featherweight

[ایالات متحده]/'feðəweɪt/
[بریتانیا]/'fɛðɚwet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بوکسور در کلاس وزن پرنده؛ کسی یا چیزی بی‌اهمیت.
Word Forms

جملات نمونه

Featherweight 100% Batiste Cotton short-sleeve undershield with Fabrapel protective shields sewn-in.

سپر زیرپوش کوتاه آستین با 100% پنبه باتیست سبک وزن و محافظ‌های محافظتی فابرابل که دوخته شده‌اند.

She is a featherweight boxer.

او یک بوکسور سبک وزن است.

The featherweight fabric is perfect for summer dresses.

پارچه سبک وزن برای لباس‌های تابستانی عالی است.

He lifted the featherweight dumbbells with ease.

او دمبل‌های سبک وزن را به راحتی بلند کرد.

The boxer had to cut weight to make the featherweight limit.

بوکسور باید وزن کم می‌کرد تا حد وزن سبک وزن را رعایت کند.

Her featherweight luggage was easy to carry through the airport.

چمدان سبک وزن او به راحتی قابل حمل در فرودگاه بود.

The featherweight champion defended his title successfully.

قهرمان سبک وزن با موفقیت از عنوان قهرمانی خود دفاع کرد.

The featherweight boxer moved with lightning speed in the ring.

بوکسور سبک وزن با سرعت رعد و برق در رینگ حرکت کرد.

The featherweight material floated gently in the breeze.

جنس سبک وزن به آرامی در نسیم شناور بود.

She prefers featherweight earrings that don't weigh down her ears.

او ترجیح می‌دهد گوشواره‌های سبک وزن بپوشد که گوش‌هایش را سنگین نمی‌کنند.

The featherweight division is known for its fast-paced fights.

تقسیم بندی سبک وزن به مبارزات سریع شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید