heavyweight

[ایالات متحده]/'hevɪweɪt/
[بریتانیا]/'hɛvɪwet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص یا چیز مهم یا تاثیرگذار، یک شخص با اهمیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

heavyweight boxer

بوکسور سنگین وزن

heavyweight champion

قهرمان وزن سنگین

heavyweight title

عنوان قهرمانی وزن سنگین

heavyweight division

دسته وزن سنگین

light heavyweight

وزن‌کشیده سبک

جملات نمونه

the world heavyweight crown.

عنوان قهرمانی جهان در وزن سنگین

a political heavyweight with national recognition.

یک چهره سیاسی برجسته با شناخت ملی

Norwich's unbeaten heavyweight prospect.

آینده‌دار سنگین وزن بدون شکست نورویچ

the heavyweight champion is set to make his comeback in England.

قهرمان سنگین وزن قصد دارد بازگشت خود را در انگلستان انجام دهد.

his title challenge to the heavyweight champion

چالش او برای کسب عنوان قهرمانی سنگین وزن

black American dominance in heavyweight boxing

تسلط آمریکایی‌های سیاه‌پوست در بوکس سنگین وزن

Rahman remained the WBC heavyweight champion Saturday night without beating Toney.

رحمان در شب شنبه بدون شکست دادن تونی، همچنان قهرمان سنگین وزن WBC باقی ماند.

Nigerias Samuel Peter knocks James Lights Out Toney totheground during their WBC Heavyweight Boxing Championshipeliminationbout .

ساموئل پیتر نیجریه، جیمز لایتز اوت تونی را در طول مبارزه حذف قهرمانی بوکس سنگین وزن WBC به زمین می‌کوبد.

نمونه‌های واقعی

2009 is being hailed as the year of the heavyweights.

سال 2009 به عنوان سال غول‌ها مورد استقبال قرار گرفت.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

The champ had reclaimed his heavyweight title.

قهرمان عنوان قهرمانی سنگین وزن خود را پس گرفت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Among the 300-plus guests, Hollywood A-list heavyweights like Steven Spielberg.

در میان بیش از 300 مهمان، چهره‌های سنگین وزن هالیوود مانند استیون اسپیلبرگ.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

And the WBC heavyweight boxing title fight ends in a draw.

و مسابقه قهرمانی بوکس سنگین وزن سازمان WBC با تساوی به پایان می‌رسد.

منبع: BBC World Headlines

The boxer succeeded in retaining his title as the heavyweight champion.

مبارز موفق به حفظ عنوان قهرمانی سنگین وزن خود شد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The win puts Wilder closer to unifying all four heavyweight boxing belts.

این برد، وایلدِر را به ادغام تمام چهار کمربند بوکس سنگین وزن نزدیک‌تر می‌کند.

منبع: BBC Listening Collection November 2019

But when you're lifting heavyweights, you actually don't want arch support.

اما وقتی وزنه سنگین وزن را بلند می‌کنید، در واقع به قوس پا احتیاج ندارید.

منبع: Connection Magazine

He had been a heavyweight prizefighter and he was too long for the bed.

او یک مبارز سنگین وزن بوده و برای تختخواب خیلی بلند بود.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

Two Middle Eastern heavyweights had pounded each other silly, at no cost to the Americans.

دو سنگین وزن خاورمیانه به طرز مضحکی به هم حمله کردند، بدون هزینه برای آمریکایی‌ها.

منبع: The rise and fall of superpowers.

He felt he had earned a shot at the heavyweight world champ, Sonny Liston.

او احساس کرد که حق دارد برای قهرمان جهان سنگین وزن، سونی لیستون، فرصتی کسب کند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید