feeblest

[ایالات متحده]/ˈfiːblɪst/
[بریتانیا]/ˈfibləst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضعیف‌ترین؛ فاقد قدرت یا اثربخشی؛ کم‌ترین اثربخش؛ فاقد اراده

عبارات و ترکیب‌ها

feeblest attempts

ظرفیت کمترین

feeblest excuses

بهانه‌های ضعیف

feeblest arguments

استدلال‌های ضعیف

feeblest support

حمایت ضعیف

feeblest efforts

تلاش‌های کم

feeblest light

نور کم

feeblest signal

سیگنال ضعیف

feeblest voice

صدای ضعیف

feeblest hope

امید کم

feeblest link

ارتباط ضعیف

جملات نمونه

the feeblest of excuses won't work this time.

حرف بهانه ضعیف در این زمان جوابگو نخواهد بود.

even the feeblest student can succeed with effort.

حتی ضعیف‌ترین دانش‌آموز نیز با تلاش می‌تواند موفق شود.

the feeblest light can guide us in the dark.

حتی ضعیف‌ترین نور می‌تواند ما را در تاریکی هدایت کند.

she gave the feeblest smile when she heard the news.

وقتی این خبر را شنید، ضعیف‌ترین لبخند را به لب رساند.

the feeblest attempt to solve the problem was appreciated.

حتی ضعیف‌ترین تلاش برای حل مشکل مورد قدردانی قرار گرفت.

his feeblest argument was still better than nothing.

حتی ضعیف‌ترین استدلالش هنوز هم از هیچ چیز بهتر بود.

even the feeblest heart can find courage.

حتی ضعیف‌ترین قلب هم می‌تواند شجاعت پیدا کند.

the feeblest connection can still lead to a strong bond.

حتی ضعیف‌ترین ارتباط می‌تواند منجر به یک پیوند قوی شود.

they offered the feeblest support during the crisis.

آنها در بحران کمترین حمایت را ارائه کردند.

her feeblest attempts at cooking were still better than mine.

حتی ضعیف‌ترین تلاش‌های او برای آشپزی هنوز هم از من بهتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید